نبودم ، از من سوء رفتار ديديد ، آرى ، من مالك بدكارى هستم كه مملوك كريمِ جواد و عادلِ محسنم .
عرضه مىداشتند : آقاى ما ، با اين كه ما غلامان و كنيزان از حضرت تو جز خوبى نديديم ، امّا درعين حال از تو گذشتيم .
امام سجّاد عليه السلام مىفرمود : اين دعا را با من بخوانيد :
خدايا ، از پسر حسين درگذر ، چنان كه از ما درگذشت ، او را از آتش جهنّم برهان ، چنان كه ما را آزاد كرد . غلامان و كنيزان اين جملات را مىگفتند و حضرت آمين مىگفت .
سپس مىفرمود : همهء شما از قيد غلامى و كنيزى آزاديد ، من شما را به عشق رسيدن به عفو حقّ و آزادى از عذاب آزاد كردم .
آنگاه روز عيد فطر همه را مىطلبيد و به اندازهاى كه پس از آزادى از بردگى محتاج مردم نباشند به آنان بذل و بخشش مىفرمود .
سالى نبود مگر اين كه دراين برنامه اقدام مىفرمود و حدود بيست نفر غلام و كنيز آزاد مىكرد و مىفرمود : خداوند در ماه رمضان به وقت افطار هفتاد هزار هزار مستحقّ عذاب را برات آزادى مىدهد و چون شب آخر شود به اندازهء تمام ماه رمضان ، از عذاب جهنّم مىرهاند ، من دوست دارم خداوند من مرا در چنين برنامهاى ببيند ، باشد كه وسيلهء نجاتى براى من مقرّر گردد .
البتّه براى او فرقى نداشت كه غلام و كنيز را چه زمانى خريده ، آنچه براى او مهم بود اين بود كه شب آخر ماه رمضان آنان را آزاد كند ، گر چه چند ماهى بيشتر نبود كه به خدمت آن جناب درآمده بودند .
اين برنامهء با عظمت را هر سال تكرار مىكرد ، تا وقتى كه به وصال حضرت محبوب و لقاى جناب دوست نايل شد . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 103 ، باب 5 ، حديث 93 ؛ إقبال الأعمال : 260 ؛ وسائل الشيعة : 10 / 317 ، باب 18 ، حديث 13502 .