19 - صلهء ارحام
يكى از پسر عموهاى زين العابدين عليه السلام از نظر معيشت در سختى و مشقّت بود .
امام سجاد عليه السلام شبانه بدون اين كه شناسايى شود براى او پول مىبرد ، او هر كجا مىنشست مىگفت : علىّ بن الحسين اهل صلهء رحم نيست ، خداوند جزايش را از وى دريغ كند . امام سجاد عليه السلام مىشنيد و براى حفظ آبروى او تحمّل مىكرد . چون از دنيا رفت ، پسر عمّش متوجّه داستان شد ، از شدّت غصّه كنار قبر حضرت مىآمد و مدّتها بر آن جناب ناله و ندبه داشت ! « 1 »
20 - برخورد با ناسزا
روزى با غلامانش از راهى مىگذشت ، مردى به آن حضرت ناسزا گفت . غلامان به سوى او هجوم كردند ، حضرت فرمود : دست نگاه داريد . خودش روبه روى آن مرد آمد و فرمود : آنچه از ما بر تو پوشيده است خيلى بيش از آن است كه مىدانى ، اگر نيازى دارى بگو تا برآورده كنم . آن شخص خجالت كشيد ، حضرت عباى خود را به او داد و دستور فرمود هزار درهم به او بپردازند . آن مرد پس از آن مىگفت :
شهادت مىدهم كه تو از اولاد انبيايى . « 2 »
21 - بردبارى
براى حضرت زين العابدين عليه السلام مهمان رسيده بود . غلام حضرت در آوردن غذاى گرم در يك سينى بزرگ عجله كرد ، سينى از دستش رها شد و از بالاى پلّهها
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 100 ، باب 5 ، حديث 88 ؛ كشف الغمة : 2 / 107 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 46 / 95 ، باب 5 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 4 / 157 .