قابل رؤيت نيستند .
و از جهتى حضرت حقّ كه شبيه چيزى در اين دار وجود نيست و وجود مقدّسش در ذات و اسما و صفات بى نهايت در بىنهايت است ، ما فوق همه چيز و خارج از شرايط رؤيت است .
بنابراين چشم از هر جهت محدود و وجود محبوب از هر حيث نامحدود ، پس رؤيت او با ديدهء سر تا ابد غير ميسور است .
به چند روايت مهم در اين زمينه دقّت كنيد :
عاصم بن حميد مىگويد :
نظر حضرت صادق عليه السلام را دربارهء طايفهاى از اهل سنّت كه قائل به رؤيت حضرت او ، حدّاقل در فرداى قيامتند خواستم ، حضرت فرمود :
خورشيد ( كه حرارت خارجى اش تقريباً بيست ميليون درجه است و پارهاى از شعله هايش تا شانزده هزار كيلومتر ارتفاع دارد ) جزئى از هفتاد جزء نور كرسى است و كرسى جزئى از هفتاد جزء نور عرش است و عرش جزئى از هفتاد جزء نور حجاب است و حجاب جزئى از هفتاد جزء نور پرده است ؛ اگر اين طايفه در گفتار خود راستگويند ، بگو يك بار ديدهء خود را در حالى كه ابر نباشد ، از نور خورشيد پر كنند ! ! « 1 » عبداللَّه بن سنان از امام صادق عليه السلام روايت مىكند :
خداوند ، بزرگ و بلند مرتبه است ؛ بندگان از وصفش عاجزند و راه به كنه عظمتش ندارند . ديدهها او را درك نمىكنند ، ولى حضرت او مدرك ديدههاست . جنابش لطيف و خبير است . به كيفيّت و مكان و زمان وصف نمىشود . چگونه به مسألهء كيفيّت وصفش كنم كه كيفيّت را او لباسى هستى
هامش
( 1 ) - التوحيد ، شيخ صدوق : 108 ، حديث 3 .