به درك لذّت آن حقايق رسيده و با چشم دل به تماشاى جمال موفّق شده است . در اين وقت است كه قرآن و روايات و معارف را آن چنان كه بايد مىفهمد و مصاديق آيات و روايات و معارف را آن طور كه بايد مىبيند و به عين اليقينى كه مطلوب همهء عاشقان و عارفان بوده ، مىرسد .
در آخر اين مقال دست نياز به درگاه بى نياز برداشته و به پيشگاه مقدّسش مناجات عرفى را زمزمه مىكنم :
اى تو به آمرزش و آلوده ما * وى تو به غم خوارى و آسوده ما
رحمت تو كعبهء طاعت نواز * عدل تو مشّاطهء عصيان طراز
لطف تو دلّالِ متاع گناه * حلم تو بنشانده غضب را پناه
منفعليم از عمل ناسزا * گر همه نيك است بپوشان ز ما
عرفى از اين نغمه زنى شرم دار * عهد طلب بشكن و دل گرمدار
مصلحت كار چه دانيم ما * بذر تمنّا چه فشانيم ما
( عرفى شيرازى )