كرد كه در آن جا ائمّهء طاهرين عليهم السلام هر چه خير مىباشد از هر چه شرّ است باز شناساندهاند .
مبنا و ريشهء ديگر اين علم ، بر رياضتهاى قانونى و خلوت شب و سحر و مجاهدات شرعيّه استوار است .
با اين شرايط كه نتيجه و ثمرهاش پاكى باطن و ظاهر است ، براى عارف سالك در سبيل حقّ ، ترقّى به معارج ملأ اعلى و رهايى از مدارج ادنى حاصل مىشود . در چنينن وضعى است كه سالك آگاه ، انس با معنويّت و قرب به مقرّبان پيدا مىكند ؛ اراده و همّتش از زينت حيات دنيا به عالم ملكوت رخ مىكشد و عقلش به جاى مصرف شدن در زخارف مادى به گرفتن فيوضات اخروى برمىخيزد .
خواستههايش از اتّصال به علايق پست ، قطع مىگردد و خاطرش از تعلّق به امور دنيويّه آسوده مىشود .
حالات دنيايى و مادّى حواسّ و قوايش ضعيف و براى گرفتن فيوضات ربّانيّه قوى مىگردد .
با رياضت و مجاهدت ، شرّ نفس امّارهاى كه او را به سوى خيالات واهيه مىكشيد از سر او برداشته مىشود ، تمام همّتش متوجّه عالم قدس و تمام شراشر وجود به جهان روح و انس متوجّه مىگردد .
با خضوع و زارى ، از حضرت ذوالجود و الفضل و واهب متعال درخواست مىكند كه تمام درهاى رحمت را به روى دلش باز كند و قلب و سينهاش را به نور هدايت خاصّ كه حضرتش به عنوان مزد رياضت و جهاد وعده داده ، روشن نمايد ، تا به مشاهدهء اسرار ملكوت و آثار جبروت نايل آيد و در باطنش حقايق عينيّه و دقايق فيضيّه به صورت كشف و شهود تجلّى نمايد .
چون بعد از آن مقدّمات به اين كشف پر فيض برسد ، از عنايت و رحمت او به مقام انكشاف قوّهء عاقله و سپس كشف قلبى ، و آنگاه كشف روحى و اصل شود » . « 1 » و در اين مقام است كه آراسته به مفاهيم اسما و صفات حضرت محبوب شده و
هامش
( 1 ) - اصل الاصول : 175 - 176 .