تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
ذات است ؛ چرا كه در آن جا ذات همراه با صفات نيست ؛ صفت همان ذات و ذات همان صفت است . اين همه سخن براى باز شدن گل معرفت و نزديك كردن حقيقت به ذهن است كه گفته‌اند : « كه در وحدت ، دوئى عين ضلال است . » وصف هر شيئى غير از وصف ديگر اوست ، مثلًا صفت علم در عالم يا صفت قدرت يا عدالت يا كرامت در همان شخص با يكديگر متفاوت است ، امّا در آن پيشگاه مبارك ، جز وحدت حقّهء حقيقيه چيز ديگرى نيست ، به قول بزرگ‌ترين عارف خانهء خلقت بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله ، يعنى على عليه السلام : وَكَمالُ الْإخلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ . « 1 » و كمال اخلاص براى او منفى دانستن صفاتِ زايد بر ذات از اوست . و به عبارت فارسى : صفات حضرت او همانند صفات موجودات كه با موصوف خود تركّب دارند نيست كه صفت چيزى و موصوف چيز ديگر باشد . ذات او اوّل است ، آخر است ، عليم و حكيم و سميع و بصير و شاهد و خالق و رازق و . . . است و اين همه همان حقيقت حقّهء واحد است . « نفى الصفات عنه » به اين معنى است كه : آن ذات مقدّس را چيزى و صفاتش را چيز ديگر ندانيد كه آن جا تركيبى از موصوف و صفت نيست ، بلكه ذات بسيط و هستى بى قيد و شرط و نور بى نهايت در بى نهايت است و هر وصفى خود اوست نه صفتى عارض بر ذات . اوّل است نه اوّلى كه ما فرض مىكنيم ، آخر است نه آخرى كه ما تصوّر مىنماييم . اين اوّليّت و آخريّت هيچ ارتباطى به زمان و مكان و ساير مسائل و برنامه‌هايى كه در رابطه با موجودات است ندارد . اوّل است ، يعنى مبدأ تمام آثار ظاهرى و باطنى است . و آخر است ، يعنى مرجع
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 1 .