اخلاق و اعمال و اطوار قدسيّهء خود به شرح و تفسير آيات كتاب برخاستند و مدرسهاى كامل و جامع كه در هر عصرى پاسخگوى نيازهاى دنيايى و آخرتى مردم باشد ، از خود بجاى گذاشتند .
در سورهء مباركهء حديد كه مفاهيم آياتش اعجابانگيز و تكميل كنندهء نفس ، روشنگر قلب و جلا دهندهء روح و آباد كنندهء دنيا و آخرت انسان است ، مىخوانيم :
هُوَ الْأوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ و الْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليمٌ » « 1 »
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به همه چيز داناست .
در توضيح كلمهء اوّل و آخر ، نتيجه و محصولى از آيات قرآن و دعاها و روايات و مباحث ارزندهء حكماى بزرگ الهى و بيداران راه حقّ و عاشقان حضرت محبوب را در اختيار مىگذارم ، باشد كه از اين رهگذر بر نور معرفت ما و روشنى قلب و جانمان اضافه شود .
قبلًا بايد دو مسألهء زمان و مكان را در توجّه به جناب او ، از ذهن پاك خود خالى كنيد ؛ زيرا :
زمان ، پديدهاى است كه همراه با اوّلين مخلوق ظهور كرده و چيزى جز حركت قوّه به فعل و تبديل واقعيّتى به واقعيّت برتر و امتدادى كه داراى غايت و نهايت است نيست و اين حركت و امتداد ، در پيشگاه حضرت او راه نداشته و ندارد .
و مكان عبارت است از جا و ظرف كه تمام عناصر در آن جاى گرفته يا از آن جا به جا مىشوند . و اين دو كلمهء مباركه از اين دو حيثيّت خارج است ؛ زيرا مفهوم هر دو بالاتر و برتر و جداى از هر چيزى است .
اوّل و آخر همانند ظاهر و باطن و همانند تمام اسما و صفات ، دلالت بر ذات دارند ؛ ذاتى كه مستجمع جميع صفات كمال است و در حقيقت صفاتى كه عين
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 3 .