وَما قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » « 1 »
[ يهوديان بر ضد پيامبر اسلام به سفسطهگرى پرداختند چون ] آنان خدا را آن گونه كه سزاوار اوست نشناختند ،
به كمال تعزّز و جلال و تقدّس ، ايشان را نيابت داشت و خود را ثنا گفت و ستايش خود ، ايشان را درآموخت و به آن دستوى داد ، ورنه كه يارستى به خواب اندر بديدن اگر نه خود گفتى خود را كه الحمد للّه و در كلّ عالم كه زهرهء آن داشتى كه گفتى الحمد للّه » .
تو را كه داند كه تو را تو دانى ، تو را نداند كس ، تو را تو دانى بس ، اى سزاوار ثناى خويش ، واى شكر كنندهء عطاى خويش ؛ كريما ! گرفتار آن دردم كه تو درمان آنى ، بندهء آن ثنايم كه تو سزاى آنى ، من در تو چه دانم تو دانى ، تو آنى كه گفتى كه من آنم - آنى .
حمد در ديدار نعمت و منعم
بدان كه حمد بر دو وجه است :
يكى بر ديدار نعمت ، ديگر بر ديدار منعم . آنچه بر ديدار نعمت است : از وى آزادى كردن و نعمت وى به طاعت وى به كار بردن و شكر وى را ميان در بستن ، تا امروز در نعمت بيفزايد و فردا به بهشت رساند ، به قول رسول اللَّه صلى الله عليه و آله :
أوَّلُ مَنْ يُدْعى الَى الْجَنَّةِ الْحَمّادُونَ ألَّذينَ يَحْمَدُونَ اللَّهَ فىِ السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ . « 2 »
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 91 .
( 2 ) - مستدرك الوسائل : 5 / 312 ، باب 20 ، حديث 5954 ؛ بحار الأنوار : 90 / 215 ، باب 7 ، حديث 18 .