در ذات لطيف تو حيران شده فكرتها * بر علم قديم تو پيدا شده پنهانها
در بحر كمال تو ناقص شده كاملها * در عين قبول تو كامل شده نقصانها
در سينهء هر معنى بفروخته آتشها * بر ديدهء هر دعوا بر دوخته پيكانها
ما غرقهء عصيانيم بخشنده تويى يارب * از عفو نهى تاجى بر تارك عصيانها
بسيار گنه كرديم آن بود قضاى ما * شايد كه به ما بخشى از روى كرم آنها
كى نام كهن گردد مجدود « 1 » سنايى را * نو نو چو مىآرايد در وصف تو ديوانها
( سنايى غزنوى )
در هر صورت براى تمام بندگان ، جميع مقتضيات حمد موجود و كليّهء موانع مفقود است و هيچ عذرى براى كسى كه زبان و قلب و عملش از حمد حضرت حق بسته است يا وجود ندارد .
تنزيه خداوند
وجود مقدّس پرودگار با توجّه دادن عقل انسان به ما فى السّماوات والأرض ، خود را از هر عيب و نقصى منزّه نشان مىدهد و آدمى را متوجّه مىنمايد كه حضرت او ملك و قدّوس و عزيز و حكيم است .
يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِى السَّماواتِ و ما فِى اْلأرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ » « 2 »
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، خدا را [ به پاك بودن از هر عيب و نقصى ] مىستايند ، خدايى كه فرمانرواى هستى و بىنهايت پاكيزه و تواناى شكستناپذير و حكيم است .
هامش
( 1 ) - مجدود : نيك بخت ، داراى بهره و بخت بزرگ ؛ لازم به ذكر است كه مجدود نام خود سنايى مىباشد .
( 2 ) - جمعه ( 62 ) : 1 .