اين سبب عبد در برابر اين ستايش مستحقّ ثواب ابدى و خير سرمدى است . و روى اين حساب بايد گفت هر مؤمنى به خاطر اظهار « الحمدللّه » مستحقّ سعادتى است كه آخر ندارد و نيازمند خيراتى است كه برايش نهايت نيست .
« الحمد للَّه » در عمل اهل اللّه
فخر رازى ، در « تفسيرش » مىگويد :
الحمدللّه كلمهء شريفهء با ارزشى است كه بايد به موضع استعمال آن توجّه داشت . چون اين واقعيّت الهيّه را بجا بگويى ، مطلوب و مقصود چهره نمايد ؛ چون بى جا مصرف كنى ، شاهد مقصود را نبينى !
به سرىّ سَقَطى گفتند : وجوب بردن طاعت به پيشگاه حضرت ربّ چگونه و به چه كيفيّت است ؟ پاسخ داد : سى سال است به خاطر يك « الحمد للّه » نابجا در استغفار و توبهام ! !
گفتند : چگونه ؟ گفت : حريقى در بغداد اتّفاق افتاد ، مغازهها و خانهها سوخت ؛ به من خبر رسيد كه مغازهام از افتادن در كام آتش در امان مانده ؛ به شنيدن اين واقعه ، گفتم : الحمداللّه . وقتى به معناى اين كلمه در آن حالت دقّت كردم ديدم معنايش اين مىشود كه : به خاطر محفوظ ماندن مغازهام خوشحالم در حالى كه وسايل مغازههاى مردم سوخته ، در صورتى كه دين و مروّت اقتضا داشت با مردم همدردى كنم نه خوشحال از به جا ماندن مال خودم در عين از بين رفتن اشياى ديگران باشم ! ! سى سال است بر آن قول بى جا در طلب مغفرت از حضرت ربّ العزّه هستم ! « 1 » حمد حضرت دوست انجام فعلى است كه آن فعل دلالت بر عظمت منعم داشته باشد ، به عنوان اين كه منعم است . و اين فعل يا قلبى است ، يا زبانى ، يا
هامش
( 1 ) - التفسير الكبير ، فخر رازى : 1 / 224 .