نعمت ، نعمتى غير عادى از جانب او نيست ، نعمتى است كه كرم و لطف و عنايت او اقتضا كرده ، مانند سير كردن گرسنه ، پوشاندن برهنه ، سيراب كردن تشنه و ساير نعمتها كه در ارتباط با آقايى او نسبت به بندگان است و جميع اين عنايتها از نظر كمّى و زمانى محدود در چهار چوب نهايت است .
ولى زمانى كه عبد مىگويد : الحمدللّه ، معنايش اين است : هر آن حمدى كه حامدان آوردند از آن خداست و هر حمدى كه ستايش كنندگان از آوردنش عاجز بودند ، ولى به حكم عقل آوردنش در امكان است ، آن هم از آنِ حضرت اوست . در اين الحمدللّه جميع محامد ملائكهء عرش و كرسى و ساكنان تمام سماوات و محامد انبيا از آدم تا خاتم و اوليا و علما و جميع خلق و تمام محامدى كه عاقبت در بهشت از قول متنعّمان به نعمت سر مىزند و باز همهء اين ستايشها كه از نظر ظاهرى ، متناهى است اختصاص به خداوند دارد .
اما آن محامدى كه ابدالآباد و دهر الداهرين خواهد بود و نهايتى برايش متصوّر نيست ، آن نيز در مفهوم الحمدللّه عبد داخل است . به همين سبب و بدين معنا كه دانستيد خداوند به وقت گفتن عبد كه مىگويد : الحمدللّه ، مىفرمايد : به بندهام نظر كنيد ، به او يك نعمت دادم كه خيلى از نظر من قابل ارزش نبود ، امّا او در برابرش ستايشى آورد كه حدّ و نهايت نداشت ! « 1 » در اين جا نكتهء ظريف ديگرى هست و آن اين است كه : نعمتهاى جناب او در دنيا متناهى است و حقيقت و مفهوم « الحمدللّه » بى نهايت است . و معلوم است وقتى به مقدار متناهى از بى نهايت كسر شود ، باز بى نهايت به بى نهايتى خود مىماند . در حقيقت ، مفهوم روايت مثل اين است كه خداوند بگويد : بندهء من ! وقتى در برابر يك نعمت مىگويى « الحمدللّه » ، آنچه از اين گفتار ايمانى براى تو مىماند طاعت بى نهايت است و به ناچار طاعت بى نهايت نعمت بى نهايت مىخواهد ؛ به
هامش
( 1 ) - التفسير الكبير ، فخر رازى : 1 / 223 .