حركات صحيح اعضاى رئيسهء بدن كه عبارت از چشم و گوش و زبان و دست و پا و شكم و شهوت است .
نظر مطابق خواستهء حقّ ، شنيدن صحيح ، گفتار ايمانى و قول حقّ ، انجام كار خير با دست ، قدم برداشتن براى خدا ، حفظ عفّت شكم و شهوت و امثال اين برنامهها ، حركات الهى اعضاى جسمى است .
فعل قلب به اين است كه قلب ، به حقيقت و بر اساس معرفت كه از راه نظر به آثار و مطالعهء علوم به دست مىآيد ، ايمان و اطمينان به اين داشته باشد كه وجود مقدّس صاحب نعمت داراى جميع صفات كمال و جمال و جلال است . و البتّه طىّ اين مرحله همراه با مقدّمات و كوششهاى جانانه و عاشقانه است كه رسيدن به مقام ايمان و اطمينان ، در گرو رياضت عظيم و افعال و اعمال بزرگ و طىّ طريق علم و پوييدن راه دانش و بينش است .
فعل زبان به اين است كه انسان آن حالت عالى قلب و بصيرت و دانايى دل را با كلماتى اظهار كند كه آن كلمات دلالت بر اين داشته باشد كه ذات منعم ، مستجمع جميع صفات كماليّه است ؛ و كلمهء الحمدللّه » جامعترين و زيباترين سخنى است كه قابليّت اظهار نمودن اين معنا را دارد .
فعل اعضا و جوارح به اين است كه هماهنگ با خواستههاى حضرت محبوب انجام بگيرد ، تا در حقيقت نمايشگر اسما و صفات آن جناب باشد و نشان دهندهء اين واقعيّت كه صاحب خلقت و مولاى نعمت داراى جميع اوصاف كمال است .
چون اين سه مرحله را طى كردى در حدّ خودت به حمد و ستايش جناب محبوب اقدام كردهاى و حضرت او را در عين اين كه نعمتهاى مادّى و معنويش از شماره بيرون است ، ستايش نمودهاى .
سنايى غزنوى در اين زمينه به پيشگاه حضرت حقّ عرضه مىدارد :
اى در دل مشتاقان از عشق تو بستانها * وز حجّت بيچونى در صنع تو برهانها