كمال لايق خود و لزوم تجلّى حقّ به اسم عدل و تجلّى حقّ در مشكات ختم ولايت با تمام اسما و صفات خود و ظهور تفصيلى اسماى صفات در مظاهر خلقيّه در عالم شهادت ؛ دولت اسماى حاكم بر مظاهر اوليا تا قيام قيامت انقطاع نمىپذيرد .
امّا حمد از روى حال ، عبارت از تجلّيات اوست هم در ذات خويش به فيض اقدس اوّلى و ظهور نور ازلى پس در جمع و تفصيل . « 1 » و بى هيچ شبهه و ريب ، بعد از حمد حضرت عالم الشهادة و الغيب مر ذات خود را به ذات خويش ، آن حضرت را هيچ حمدى سزاوارتر از حمد انسان كامل مكمّل كه متمكّن مقام خلافت عظمى باشد نيست ، چه اين حمد همان ثناى حقّ است مرذات خود را ، از آن وجه كه انسان كامل آينهء جمال نماى آن حضرت است .
تفسير « الحمد للَّه » در كلام فخر رازى
فخر رازى در توضيح الحمدللّه ، در فائدهء هشتم ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند :
اذا أنْعَمَ اللّهُ عَلى عَبْدِهِ نِعْمَةً ، فَيَقُولُ الْعَبْدُ : الْحَمْدُ لِلّهِ ؛ فَيَقُولُ اللّهُ تَعالى :
انْظُرُوا الى عَبْدى أعطَيْتُهُ ما لاقَدْرَ لَهُ ، فَأعْطانى ما لاقيمَةَ لَهُ . « 2 »
به هنگامى كه خداوند نعمتى را به بندهاش عنايت كند و او در برابر آن نعمت بگويد « الحمدللّه » خداوند مىفرمايد بندهام را بنگريد : من به او شيئى كمارزش دادم ، ولى او در برابرش آنچه كه برايش قيمت معيّن نيست به من هديه كرد .
توضيح اين روايت عالى اين است كه : وقتى خداوند نعمتى عنايت مىكند اين
هامش
( 1 ) - رسالهء داود بن محمود قيصرى : 136 .
( 2 ) - التفسير الكبير ، فخر رازى : 1 / 223 .