نامدار داود بن محمود قيصرى مىگويد :
« از آن جا كه اين حقيقت جمعيّهء الهيّه ، كاملترين نوع انسان كمالى است و در نوع انسان ، كاملتر از حضرت ختمى مقام وجود ندارد ؛ داراى مقام فرديّت مطلقه و به اعتبار وجود جمعى كمالى ، در نوع خود متفرّد است ؛ از خواصّ فرديّت مطلقه احاطه به جميع مراتب و درجات است از مقام تعيّن اوّل تا آخرين درجهء نزول و عالم شهادت مطلقه .
در مقام احديّت واسطه است جهت ظهور حقايق و معانى غيبىِ مستجنّ در ذات ، به وجود تفصيلى در مرتبهء واحديّت و إعطاءُ كلِّ ذِى حَقٍّ حَقَّه ، به حسب ظهور اسماى الهى و صور اسمائيّه و اعيان ثابته و استعدادات و لوازم اعيان به فيض اقدس ؛ كه همين فيض اقدس اوّلين جلوه و ظهور حقيقت محمّديّه است ؛ و قابليّت او به حسب عين ثابت ، اتمّ قابليات است و داعيان كافّهء ممكنات به منزلهء ابعاض و اجزا و ذرارى عين كلّى او هستند چون عين ثابت او صورت اسم اللَّه ذاتى است .
اين حقيقت به اعتبار نشئات روحانيّت نبىّ مبعوث است بر كافّهء ارواح انبيا و اوليا و به اعتبار نشئات عنصرى و مادّى و ظهور در عالم شهادت ، داراى مقام ختميّت نبوّت است و بعد از غروب شمس نبوّت ظهور در مشكات اولياى محمّديّين مىنمايد و مقام ولايت او به ظهور مهدى به حدّ اعلاى از كمال مىرسد كه حضرت صادق عليه السلام فرمود :
نَحْنُ وَاللّهِ اْلأسْماءُ الْحُسْنى . « 1 »
ما به خدا سوگند ، اسماى حسناى خداوند هستيم .
و به حسب علم عِنايى حقّ كه مقتضى رسيدن هر فردى از افراد انسان است به
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 91 / 6 ، باب 28 ، ذيل حديث 7 ؛ الكافى : 1 / 144 ، حديث 4 ؛ تفسير نور الثقلين : 2 / 103 ، حديث 372 .