بيبرس در سال 1263 ميلادى ، خود به شام رفته است و « 1 » فعّاليّتهاى او در آن هنگام ، نشانهء آن است كه از خود او نيروهايش بازيد مى كرده و آنان را بر پايهء استراتژى ويژه اى آرايش مى داده است . هنگامى كه نمايندگان صليبى ها براى درخواست صلح و آتش بس به نزد او آمدند ، وى با آنان به تندى برخورد كرد و گفت : هر چه از اين كشور گرفته ايد پس بدهيد ، و همهء اسيران مسلمان را رها سازيد ، من ، جز اين چيزى را نمى پذيرم و سپس آنها را از مجلس خود راند و اين نشانهء آن بود كه وى با آنان سرجنگ دارد . « 2 » در اوايل سال 1265 ميلادى ، بيبرس جنگ گسترده را بر ضدّ امير نشينهاى ساحلى صليبى آغازيد و شهر قيساريه و سپس شهر ارسوف در جنوب آن را به تصّرف خود در آورد ، و در سال بعد يعنى 1266 ميلادى ، به پايگاه استراتژيك مهمّ آنان در شام يعنى قلعهء « صفد » كه پايگاه سواران داويه بود يورش برد و پس از جنگ سختى آن را آزاد كرد . بى گمان ، اين پيروزى ، ضربهء سختى را بر صليبيها وارد آورد و روحيهء آنان را هم شكست زيرا برخى از نيروهاى صليبى را وادار كرد كه شتابزده قرارداد صلحى بر پايهء حقوق مساوى يا شركت در غلات و محصولات كشورشان با بيبرس امضاء كنند . « 3 » شايد يكى از جالبترين قراردادهاى آتش بس ، همان باشد كه ميان سلطان بيبرس و ملكه بيروت ، ايزابلا
نگ است . « 4 » ايزابلا پس از وفات پدرش در سال 1264 ميلادى ، به عنوان دختر بزرگتر ، حاكم بيروت و مناطق كوهستانى اطراف آن شد ، اين ملكه در زمان كودكى خود با پادشاه خرد سالى