تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
انطلياس ، الجديده ، حسوس ، بشريه ، دكوانه ، برج قراجار ، قرينه ، نصرانيه ، خلدا ، ناعمه ، رأس الفقيه ، و دشت معروف به شهر بيروت با مرزهاى آنها و هرچه در اين سرزمينها وجود دارد از قبيل مردم و بازرگانان و همه گروههاى آنان و كسانى كه از منطقه خارج و يا به آن وارد مىشوند از هر ملّيّت و مسافرانى كه به كشورهاى سلطان بيبرس يعنى كشورهاى زير سفر مىكنند : حميره و توابع و قلعه ها و شهرهاى آن و هرچه بدان وابسته است ، كشور انطاكيه و قلعه‌ها و شهرهاى آن ، جبله ولاذقيه و قلعه ها و شهرهاى آنها ، حمص و قلعه ها و شهرهاى آن و هرچه بدان وابسته است ، كشور حمويه و قلعه ها و شهرهاى مناطق مربوط به آن ، كشور رحب و قلعه و دژهاى متعلق به آن ، بعلبك با قلعه ها و شهرهاى آن ، دمشق با مختصاتش از قلعه ها و شهرها و مردم آن ، كشور شقيف و قلعه ها و شهرها و مردم آن ، كشور قدس و آنچه متعلق به آن است ، حلب و آنچه مربوط به آن مى باشد ، كشور كرك و شوبك و دژها و شهرها و مردم آن سامان ، نابلس و صرخديه ، كشور مصر با تمام بنادر و دژها و شهرهاو فرمانداريها و سواحل و خشكى و مردم و وابستگان به آنان و همهء ساكنان اين مناطق و آنچه كه از كشور سلطان گفته نشد ، و آنچه را كه خداوند به دست او و يا به دست نمايندگان و كارگزارانش خواهد گشود ، در اين آتش بس پر بركت ، داخلند و در شرايط آن مى گنجند و همه مسافرانى كه به اين كشورها مى آيند در جان و مال و كالاهاى خود امنيّت دارند و ملكه فلان و خدمتكاران و همه فرمانبرداران او در دريا و خشكى شب و روز و كشتيها و شناورهاى تحت فرمان ملكه و غلامان وى ، بر جان و مال و كالاى خود از ناحيه سلطان و نمايندگان و خدمتكاران و فرمانبردارانش در خشكى و دريا و شب و روز در امانند ، و در جبله ولازقيه و تمام سرزمين سلطان و كشتيها و شناورهاى او اين حكم جارى است . به شرط آنكه بر هيچ يك از بازرگانان در سفرهاى آنان ماليات تازه اى بسته نشود ، بلكه بر درآمدهاى هميشگى قانون هاى مقّرر دو طرف اجرا گردد و اگر از يكى از دو طرف مالى گرفته شده و سالم در دست طرف ديگر است به او باز پس داده شود و اگر نيست بهاى آن به وى پرداخت شود و اگر روشن نيست ، چهل روز درباره آن بررسى شود ، اگر بود به او باز گردانند و گرنه فرماندار شهر ، متّهم راسوگند مىدهد ، و سه تن از كسانى كه مدّعى ، آنها را معين مىكند ، سوگند مىدهد و اگر متّهم از اداى سوگند