غرق شدن ، در موازات ساحل حركت كنند ، سپس از دوران فاطميان ، عيذاب به عنوان مركز اصلى بازرگانى هند و يمن و حبشه مطرح شد . « 1 » مقريزى مى گويد : « بارهاى بابونه و خرفه و مانند آن در صحراى عيذاب انباشته بود و كاروانها عبور ومرور مىكردند و كسى متعرض اين اشيا نمىشد تا اينكه صاحبانشان آنها را بر مى گرفتند . « 2 » اين صحرا بيش از دويست سال از سالهاى 450 و اندى تا سالهاى 660 و اندى همچنان راه رفت و آمد حاجيان بود و اين وضع از هنگام سختى و فشار فوق العاده در دوران خليفه مستنصر باللّه ، ابو تميم سعد بن ظاهر ، و قطع شدن راه حج از طريق خشكى بود ، تا آنكه سلطان « ملك ظاهر ركن الدين بيبرس بن بند قدارى » بر خانهء كعبه پرده پوشيد و براى آن كليدى ساخت ، پس از آن كاروان حاجيان در سال 666 هجرى از طريق خشكى راه افتاد و رفت و آمد حاجيان در اين صحرا تقليل يافت و كالاهاى بازرگانان از عيذاب به قوص حمل مى شد ، تا اينكه اين راه صحرايى پس از سال 760 هجرى به كلّى از رفت و آمد افتاد . « 3 » امّا قلقشندى در تاريخ متروك شدن راه صحرايى عيذاب - قوص ، با مقريزى اختلاف نظر دارد ، قلقشندى مىگويد اين قضيّه در سال 780 هجرى ( 1378 م ) هنگامى كه از سفر طور به يمن از طريق درياى سرخ بر مىگشته است ، صورت گرفته و راه صحرايى عيذاب از رفت و آمد افتاده و متروك و ضايع شده است . « 4 » ادويه از عيذاب به قوص بدين گونه حمل مى شد كه اين اشياء به وسيلهء كشتيهاى بارى ( نيلى ) حمل گرديده تا به ساحل فسطاط مى رسيد و از آنجا به انبارهاى ادويهء فاطميان و يا كاروانسراى كارم انتقال مى يافت . « 5 »
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١٥١
هامش
( 1 ) - مقريزى ، الخطط ، ج 1 ، 356 .
( 2 ) - ابن جبيرنيز به همين معنا اشاره مىكند و مى گويد : از چيزهاى شگفتى كه مادر اين صحرا ديديم اين بودكه شما در بين راه به محموله هاى فلفل و خرفه و همينطور به كالا هاى پراكندهء بدون نگهبان بر مى خوريد كه يا به دليل خستگى شترى كه آنها را حمل مى كرده و يا به دليل ديگرى متروك مانده بود و با وجود عبور و مرور افراد گوناگون از انجا همچنان در جاى خود محفوظ از آفات مى ماند تا صاحبانشان آنها را ببرند ( ابن جبير ، الرحلة ، ص 67 - 68 ) .
( 3 ) - مقريزى ، ج 1 ، ص 357 .
( 4 ) - قلقشندى ، ج 3 ، ص 465 .
( 5 ) - همان مدرك ، ص 464 .