تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
شهرهاى صعيد تا اسوان را آسان كرده بود ، انتقال مىيافت . امّا نسبت به تجارت ادويه ، دو راه يكى خشكى و ديگرى دريايى وجود داشت ،

ب راه رود خانه‌اى

راه خشكى از طريق بغداد و دمشق بين بصره و سواحل شام ، و راه دريايى ازطريق فسطاط بين ايله و اسكندريه امتداد داشت . امّا ديرى نپاييد كه اين بازرگانى ، از زمانى كه فتح كرت ، قبرس و كيليكيه توسّط بيزانسىها ، شرايط دريايى را در شرق درياى مديترانه در نيمه دوّم قرن چهارم هجرى ، دگرگون ساخت . راه دريايى كه از درياى سرخ ( عيذاب - اسكندريه ) مىگذشت ، تغيير يافت و اين دگرگونى پس از آنكه صليبىها در پايان قرن پنجم هجرى در سواحل شام متمركز شدند ، افزايش يافت ، به گونه‌اى كه ارتباط بين بنادر مصر وعسقلان ، تنها منطقهء شام بود كه تا سال 548 هجرى زيرنفوذ فاطميان قرار داشت و به دليل آسيب پذيرى آن از ناحيه دزدان دريايى صليبى ، از همه سو مورد تهديد بود . « 1 » از آن زمان اسكندريه به عنوان مهمترين پايگاه بازرگانى مصر ، براى تجارت ادويه نسبت به كشورهاى اروپايى به حساب مىآمد ، « 2 » كالاهايى كه به اين شهر وارد مىشد چه از ناحيهء مغرب اسلامى و چه ازاندلس و يا شهرهاى ايتاليا ، به بندر اين شهر مىرسيد وسپس بر شتر بار شده و از دروازه جلويى مصر ، معروف به دروازهء « سدرة يا بهار » ، خارج مىشد و آنگاه به وسيله كشتى به خليج اسكندريه انتقال مىيافت تا به فسطاط مىرسيد . اين در حالى بود كه محموله هاى ادويه از بابونه گرفته تا فلفل و خرفه و ديگر چيزها از طريق درياى سرخ به عيذاب مى رسيد و پس از آن با كاروانهايى از راه خشكى به قوص يا آسوان منتقل مى شد و از آنجا به رود نيل حمل مى شد تا بر كشتيهاى بارى نهاده شده و درپايان كار به انبارهاى ادويه در قاهره ملحق شوند ، و مقدارى از آن راكه قصد صادر كردن به اروپا داشتند از طريق خليج اسكندريه به اين شهر صادر مى كردند شايد همين مطلب از جمله علّت هايى بود كه حاكم با مراللّه خليفه را درسال 404 هجرى ( 1013 ميلادى ) وادار به لايروبى كانال كرد ، مقريزى مى گويد : حاكم بامراللّه خليفه در اين سال مبلغ پنج هزار

هامش
( 1 ) - راشد ابراوى ، حالة مصر الاقتصاديه فى عهد الفاطميين ، قاهره 1948 ، ص 242 .
( 2 ) - حسين مونس ، تاثير ظهور آيين اسلام در اوضاع سياسى ، اقتصادى و اجتماعى در درياى مديترانه ، المجلة التاريخية المصريه ، ج چهارم ، شمارهء 1 ، فى 1951 ، ص 51 .