تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ولى كوشش آنها بىنتيجه ماند و به دست مسلمانان كشته شدند . مسلمانان براى افزودن رنج ايشان بوته‌ها و درختان خشكى كه روى تپه را پوشانده بود آتش زدند به طورى كه دودى خفقان‌زا لشكرگاهشان را فرا گرفت . صلاح‌الدين در پرتو تاريكى شب نيروهايش را به حركت درآورد . با برآمدن آفتاب روز شنبه 4 ژوئيه سال 1187 م ارتش پادشاه گى به محاصرهء كامل درآمد و معلوم شد كه فرار از اين دام ناممكن است . مسلمانان بىدرنگ با تابيدن نخستين پرتو خورشيد حمله را آغاز كردند . فكر پيادگان صليبى همه بر گرد آب مىچرخيد . شمار بسيارى از آنها به سوى شيب منتهى به درياچهء طبريه كه آبش در پايين مىدرخشيد ، چشم دوختند . اما به سوى تپه بازپس رانده شدند و در محاصره آتش سربازان مسلمان درآمدند . تشنگى ، گرماى فصل و حرارت آتش و دود و جنگ ، بر ضد آنها دست به دست هم داده بود . صلاح‌الدين خود به ادارهء ميدان نبرد پرداخت ؛ و با گشتن در ميان صفوف مسلمانان خوب و بد امور را به آنان گوشزد مىكرد . مردم نيز گوش به فرمان او بودند و از انجام آنچه ممنوع ساخته بود خوددارى كردند . جنگ بسيار سختى درگرفت و شمار بسيارى از فرنگيان بلافاصله به قتل رسيدند و شمارى ديگر به اسارت درآمدند . زخميها بر زمين افتادند ، در حالى كه لبهايشان از شدت تشنگى ورم كرده بود . اوضاع چنان وخيم بود كه پنج تن از شهسواران نزد فرماندهان اسلامى التماس مىكردند كه آنان را بكشند تا آسوده شوند . شهسوارانى كه روى تپه بر جاى خود ايستاده بودند تا پاى جان جنگيدند و شجاعتى بىنظير از خود نشان دادند و در مقابل حمله‌هاى پياپى مسلمانان استوار ماندند . اما اندك اندك پس از هر حملهء مسلمانان شمار آنها رو به كاستى مىنهاد ؛ و نيروهايشان عقب نشستند . بنا به خواست پادشاه و پيش از فوت وقت ، ريموند با نيروهاى خويش صفوف مسلمانان را مورد حمله قرار داد و به نيروهاى تحت فرماندهى تقىالدين عمر - برادرزادهء صلاح‌الدين - حمله كرد . تقى الدين براى او در ميان صفوف راه گشود و به محض نفوذ ريموند ، آن شكاف