تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
خسفين و از آنجا رهسپار ضلع جنوبى درياچهء الجليل شد . صلاح‌الدين مدت پنج روز را در « اقحوانه » در انتظار ماند و در طول اين مدت نيروهاى اطلاعاتى وى اخبار و اطلاعات دشمن را به طور كامل گردآوردند . صلاح‌الدين پس از آگاهى بر اجتماع نيروى دشمن در صَفُوريه مجمع رايزنى جنگى فرماندهانش را تشكيل داد . نظر بيشتر فرماندهان اين بود كه وى از جنگ چشم بپوشد و به جاى آن با ايلغارهاى پياپى اسباب تضعيف فرنگيان را فراهم آورد . در اين ميان يكى از فرماندهان گفت : « به نظر من ما بايد در قلمرو فرنگيان راه بيفتيم ، غارت و ويران كنيم و به آتش بكشيم و به اسارت بگيريم . اگر سپاهى از فرنگيان بر سر راه ما قرار گرفت با او بجنگيم . چرا كه در غير اين صورت مسلمانان در مشرق ما را نفرين مىكنند كه جنگ با كافران را رها كرده آهنگ نبرد با مسلمانان را دارند . رأى درست اين است كه كارى كنيم كه مورد سرزنش قرار نگيريم و زبان بدگويان را ببنديم . صلاح‌الدين گفت : نظر من اين است كه با اين جمع مسلمانان به كافران حمله كنيم ، چرا كه سررشته كارها به دست آدمى نيست و ما نمىدانيم كه چند سال ديگر زنده‌ايم . شايسته است اين گروه را پراكنده نسازيم مگر بعد از جهاد » . صلاح‌الدين در اول تموز - ژوئن - سال 1187 م ، سپاهش را از محل « سِنّ النبره » از رود اردن عبور داد ، تا آنجا كه طبريه را پشت سر نهاد و از كوه طبريه بالا رفت و تا رسيدن به فرنگيان پيش تاخت . هيچ يك از فرنگيان متوجه آمدن آنان نشده و از چادرهايشان بيرون نيامدند . او خود فرود آمد و فرمود تا لشكريان نيز چنين كنند . شب هنگام شمارى نيرو را مقابل فرنگيان گمارد تا از حملهء آنها جلوگيرى كنند . سپس با يك گروه سوار به طبريه حمله كرد و در جنگى يك شبه شمارى از برجهاى شهر را ويران ساخت و آنجا را به زور گشود . ساكنان شهر به دژ پناه بردند و پناه گرفتند ، در حالى كه بانوى صاحب دژ با فرزندانش در آن زندگى مىكرد . صلاح‌الدين شهر را غارت كرد و به آتش كشيد . فرنگيان پس از آگاهى بر فرود آمدن صلاح‌الدين در طبريه و تسلط بر آن شهر و غارت و آتش زدن آن و سوزاندن باقيماندهاى غير منقول ، براى رايزنى در عكا گرد آمدند . گروهى را نظر بر اين بود كه در طبريه به جنگ مسلمانان بروند و آنان را از اين شهر دور سازند . كنت ريموند ( يا طبق منابع عربى قُمَّصْ ) گفت : « طبريه ملك من و همسر من است . صلاح‌الدين هر