هراكليوس - كشيش بيتالمقدس - دعوت شد تا با پارهء صليب مقدس به رزمجويان بپيوندد اما او به بهانهء رنجورى ، صليب را به خادم اعظم آرامگاه مقدس سپرد تا در اختيار اسقف اعظم بگذارد . به قول دشمنانش او ترجيح مىداد كنار معشوق خويش ، پاشيا ، وقت خوش كند .
اما در طرف مسلمانان ؛ صلاحالدين به همهء شهرها نامه نوشت و آنان را به جهاد فراخواند .
او به شهرهاى موصل و سرزمين جزيره و اربل و ديگر شهرهاى مشرق و نيز به مصر و ديگر شهرهاى شام پيغام داد و آنان را به جهاد فراخواند . او فرمان داد كه نيروها بايد در كمال آمادگى باشند . سپس خود در اواخر محرم با لشكر و گارد ويژهء خود از دمشق بيرون زد . او به سوى « رَأسْ الْماء » حركت كرد و سپاهيان شام به او پيوستند . چون بسيج نيرو كامل شد ، پسرش ، افضل ، را به فرماندهى آنان گماشت تا هر كس از آن منطقه بخواهد به او ملحق شود و خود با شمارى از نيروهاى چابك خود به « بُصرى » رفت . زيرا خبر يافته بود كه پرنس ارناط « رينالد شاتيون » حاكم كَرَكْ ، قصد دارد تا راه را بر حاجيان ببندد و معلوم شد كه وى پس از انجام اين كار راه را بر نظاميان مصرى مىبندد و از پيوستن آنها به صلاحالدين جلوگيرى مىكند . صلاحالدين به بصرى رفت تا پرنس ارناط را بترساند و او را مجبور سازد كه براى حفظ شهر بيرون نيايد . در ميان حاجيان شمارى از نزديكان صلاحالدين مثل محمد بن لاجين ، خواهرزادهء وى ، و ديگران حضور داشتند . ارناط پس از دريافت خبر آمدن صلاحالدين از شهر خارج نشد و از اجراى نقشهاش چشم پوشيد . در نتيجه حاجيان به سلامت بازگشتند و صلاحالدين پس از انجام اين مأموريت به سوى كرك رفت و از آنجا نيروهاى گشتى را به سرزمين كرك و شوبك و ديگر نقاط اعزام كرد . آنان دست به تخريب و غارت گشودند و جاهايى را به آتش كشيدند و پرنس ارناط ، « رينالد » توان دفاع از سرزمين خود را نداشت . ديگر فرنگيان نيز از بيم لشكر پسرش ، افضل ، راه شهر و ديار خود را در پيش گرفتند و او توانست جاهاى زيادى را محاصره و غارت كند يا به آتش بكشد و ويران سازد .
بسيج نيروى مسلمانان در بُصرى ، در حوران ، كامل گرديد . صلاحالدين از نيروى دوازده هزار نفرىاش ، شامل تيول داران ، و حقوقبگيران و ديگر داوطلبان سان ديد و پس از آرايش نيروها فرماندهى قلب لشكر را خود به عهده گرفت . برادرزادهاش تقىالدين را در جناح راست و مظفرالدين كوك بورى را در جناح چپ قرار داد . سپاه با همان آرايش جنگى به
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص٨٤