قبايل بربر به مرزهاى امپراتورى بيزانس در غرب - از جمله هون و قوط داشت ) . علاوه بر آن رهبرى سياسى آنان از تجربهء كافى برخوردار بود و مىتوانست كه خود را با شرايط پيروزى و شكست و قوت و ضعف تطبيق دهد . بنابراين انتظار مىرفت كه ميان مسلمانان و بيزانس درگيرىهاى سخت همچنان ادامه يابد . معاويه كه همهء اين حقايق را درك و راههاى مقابله با آن را مطالعه مىكرد ، دست به كار ساخت نيروى دريايى شد و پس از كسب آمادگيهاى لازم نيروها را در عكا بسيج كرد و آنان را به سوى دنياى تازه ( دنياى دريا ) گسيل داشت .
2 . جنگ قبرس
معاويه ، عبدالله بن قيس جاسى ، همپيمان بنىفزاره ، را كه از دريانوردان مشهور بود به فرماندهى نيروى دريايى گماشت . او همراه همسرش « ام حرام دختر ملحان انصارى » و چند تن از بزرگان صحابه مثل ابوذر غفارى ، عبادة بن صامت ، مقداد ، ابودردا و شداد بن اوس در دريا به راه افتادند . مسلمانان رهسپار قبرس گشته آن را به صلح گشودند و در پيمان صلحى كه در سال 28 ه بسته شد آمده بود « كه اهل قبرس به اندازهء هفت هزار دينارى كه سالانه به روم مىپردازند ، به مسلمانان نيز بپردازند و مسلمانان آنها را از پرداخت ماليات به روم منع نمىكنند ؛ مسلمانان وظيفه جلوگيرى از حمله به قبرسيان از سوى ديگران را ندارند ؛ آنان موظفند كه در صورت حركت روميان به سوى مسلمانان آنان را آگاه سازند ؛ اگر مسلمانان بخواهند از طريق قبرس به روم بروند حق دارند ؛ و پاتريك آنان به وسيلهء رهبر مسلمانان تعيين مىگردد » .
مطابق بندهاى اين معاهده ، معاويه موارد زير را براى مسلمانان تضمين كرد :
1 . تحميل جزيه بر جزيهپردازان ، بدون داشتن تعهد در قبال دفاع از آنان . دليل آن نيز تمايلى بود كه اهل جزيرهء ( قبرس ) براى تداوم ، روابط خود با روميان داشتند .
2 . جزيره از آن پس به صورت پايگاهى درآمد كه مردمش موظف بودند مسلمانان را از تحركات مخالفان آگاه سازند . نيز جزيره حالت يك پايگاه پشتيبانى دريايى را براى مسلمانان پيدا كرد كه امروزه از آن به عنوان « تأمين ادارى » ياد مىگردد ؛ و اين مطلب از عبارت « اگر مسلمانان بخواهند از طريق قبرس به روم بروند حق دارند » برمىآيد .