معاويه با دنبال كردن رويدادها نظر خود را مورد تأكيد قرار داد . برخى حملهها در ماوراى راههاى كوهستانى انجام گرديد . شمارى از اين حملهها را خود او فرماندهى كرد مثل حملهء سال 25 و فرماندهى جنگهاى تابستانه . او شمارى از ساكنان شام و قِنّسرين را به دژهاى ميان انطاكيه و طرسوس انتقال داد ، زيرا متوجه شد كه روميان ، ساكنان آن مناطق را با خود به عقب بردهاند تا در مرزهاى اسلامى منطقهاى خالى از سكنه ايجاد كنند . او در مناطق مرزى و در امتداد دژها پادگان ساخت . اما اين تدابير دفاعى براى قطعى شدن سرنوشت جنگ ناكافى بود . در نتيجه جست و جو براى يافتن وسايلى مناسب براى تحقق اهداف نظامى مسلمانان نيرومند ادامه يافت . معاويه دريافت كه تهديد اصلى روميان از راه درياست . چرا كه امپراتورى بيزانس در اين دوره بر مديترانه سلطهء كامل داشت . معاويه به فكر افتاد كه اين خطر را نيز طبق استراتژى كلى مسلمانان در جنگهاى زمينى و به شيوهء اهتمام گماردن به بازدارندگى و جلوگيرى از خطر خنثى كند . همان استراتژىاى كه ناپلئون بناپارت يازده سده بعد آن را اين گونه ترسيم كرد : « حمله ، حمله و چيزى جز حمله وجود ندارد » . اما تحقق امرى چنين بزرگ در توان معاويه نبود . او كه والى شام بود مدتها كوشيد تا توافق رهبر جامعهء اسلامى را براى ايجاد نيرويى دريايى كسب كند . گرچه اين كار آسان نبود ، اما تحقق آن براى كسى چون معاويه چندان دشوار نبود . « او همهء كارگران و صنعتگران كشتىسازى را در عكا جمع و دژ و بندرگاه آن را تعمير كرد و آن را به صورت كارخانهء ساخت كشتى و تجهيز و آمادهسازى ناوگان عربى درآورد . او همچنين بندر صور را بازسازى كرد و پر از جنگجو ساخت » . « 1 » با استقرار حكومت اعراب و افزايش يافتن قدرتشان ، صنعتگران رشتههاى گوناگون به آنان نزديك گشتند . همچنين آنان براى تأمين نيازهاى دريايى خود ملوانان مليتهاى گوناگون را استخدام كردند . سپس بر اثر تمرين و ممارست فعاليتهاى دريايى خود در اين زمينه مهارت كامل يافتند و مشتاق جهاد در دريا گشتند . آنان كشتى و انبار غله ساختند و ناوگانها را
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 244
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص٢٤٤
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان ، بلاذرى ، ص 124 .