تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

با نيرو و سلاح تجهيز كردند . لشكريان و جنگجويان را بر آنها نشاندند و به جنگ كافران ماوراى درياها فرستادند و مناطق نزديك به دريا و نواحى ساحلى خود را به اين كار اختصاص دادند » . « 1 » كار نيروى دريايى تنها به كشتىسازى و ايجاد ناوگان محدود نمىشد ، بلكه مسألهء ايجاد يگانهاى نظامى كه بتواند در كمال كارآيى با دريا تعامل داشته باشد از اهميت بيشترى برخوردار بود . معاويه فهميد كه مردم يمن در كار دريانوردى از ديگران قابل اعتمادترند ، از اين رو سازمان‌دهى آنان را آغاز كرد و در جمع آنان گفت : « من به شما اطمينان دارم و بر فرمانبردارى شما آگاهم ، در حالى كه قبيلهء قيس با هم نزاع دارند و از جنگ در دريا خسته شده‌اند » . « 2 » معاويه پس از كسب آمادگيهاى لازم طى نامه‌اى به عثمان از او اجازه خواست كه همسرش را نيز با خود ببرد . انجام اين كار از سوى مسلمانان در جنگها براى اين بود كه هر چه بيشتر نسبت به دشمن كينه ايجاد كنند و عزمشان براى رسيدن به پيروزى جزم‌تر گردد .

ب . وضعيت در جبههء دوم ( بيزانس )

تحول عظيم ايجاد شده در جامعهء عرب پس از اسلام ضربهء نيرومندى بر پيكر امپراتوريهاى كهن ايران و روم وارد آورد . فرماندهى عالى ، مبانى استراتژيكى و تطبيق عالى آن با اصول جنگ ، قدرت نظامى مسلمانان را آشكار ساخت . مجاهدان راه خدا با اين قدرت نظامى توانستند از نفوذ آن دو امپراتورى بكاهند و مجال زندگى را از آنها سلب كنند . پس از درهم شكستن قدرت امپراتورى ايران در جنگى سخت ، امپراتورى بيزانس بخش اعظم توان خود را به دلايل زير حفظ كرد : 1 . داشتن راه زمينى با قارهء اروپا كه به بيزانس امكان مىداد نيروى انسانى و امكانات نظامى و عمق استراتژيك خود را تأمين كند ، در حالى كه امپراتورى ايران چنين امكانى را نداشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، فصل فرماندهى ناوگان ، چاپ دارالكتاب اللبنانى ، ج 1 ، ص 448 - 449 .
( 2 ) . الأغانى ، اصفهانى ، ج 2 ، ص 172 .
( 3 ) . اين ديدگاه نويسنده جاى تأمل دارد ، زيرا شكست ايرانيان به دليل نداشتن عمق استراژيك نبود ، بلكه آنان در اصل در مقابل اعراب مقاومت نكردند و اسلام را داوطلبانه پذيرا گشتند .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 245 | عبدالحسين بينش