روى كار آمدن يزيد بن معاويه در قبرس باقى ماند ؛ و مسلمانان در آنجا به ساختن دژ و ايجاد كمينگاه پرداختند .
ساكنان قبرس بار ديگر در سال 125 ه سر به شورش برداشتند و به روم پيوستند . وليد بن يزيد سپاهى را به فرماندهى برادرش عمر بن يزيد بن عبدالملك بسيج كرد و اسود بن بلال محاربى را به درياسالارى گماشت . اين نيروها عازم قبرس گشته آن را اشغال كردند و ساكنان آنجا را آزاد گذاشتند كه يا به شام بروند و يا به روم بپيوندند . بخشى از ساكنان رفتن به شام را برگزيدند ؛ كه به آنجا برده شدند . بخش ديگر تمايل به پيوستن به سرزمين روم را داشتند ؛ و به آنجا منتقل گشتند . در پى آن شمارى از نيروهاى عرب مسلمان براى اقامت به جزيره اعزام گشتند .
3 . جنگ قبرس و جايگاه آن در استراتژى دريايى
نخستين دستاورد جنگ قبرس تحول در جنگ زمينى و دريايى و از ميان رفتن تهديدها در مرزهاى مسلمانان بود . صحنهء جنگ به درون امپراتورى روم ( بيزانس ) انتقال يافت و ناوگان بيزانس ناچار شد تجهيزاتش را به غرب درياى مديترانه كه هنوز پاى فتوحات اسلامى به آنجا گشوده نشده بود انتقال دهد .
معاويه با استفاده از قدرت نيروى دريايى اسلامى عمليات محاصرهء قسطنطنيه را از خشكى و دريا سامان داد . مشهورترين محاصره مربوط به سال 57 ه است . عكسالعمل بيزانسيها در اين نوبت از عكسالعمل آنان نسبت به از دست دادن قلمروشان در شام بسيار شديدتر بود .
در نبرد « ذات الصوارى » نيز آنان درصدد بودند كه نيروى دريايى مسلمانان را در همان آغاز پيدايش نابود سازند . سپس بيزانسيها طرفداران و مزدوران خود را كه معاويه آنها را براى ايجاد نيروى دريايى و ساخت كشتى استخدام كرده بود ، تشويق كردند و اينان ناوگانى را كه معاويه براى جنگ با سرزمين روم بسيج كرده بود به آتش كشيدند و به قسطنطنيه گريختند .
معاويه از بزرگ شدن نيروى دريايى اسلامى سود برد و پس از آن در نيروى دريايى خود كسى را جز عرب مسلمان به كار نگرفت . اين اقدام فرصت مناسبى را فراهم آورد تا كارشناسان اعراب مسلمان در زمينه نيروى دريايى به تكامل برسند . زيرا اندكى پس به آتش كشيدن ناوگان در سال 34 ه با تكامل يافتن كشتيهاى جنگى ، ناوگانهاى جديدى با قدرت انجام مأموريتهاى گوناگون ساخته شد .