2 . بيزانسيها مىتوانستند از موقعيت دريايى خود به عنوان فرصتى حياتى در مقابل موقعيت حياتى زمينى مسلمانان در سرزمين شام و مصر استفاده كنند . بر اين اساس امپراتورى بيزانس خود را با شرايط جديد تطبيق داد و قوانين سياسى و استراتژيهاى تازهاى وضع كرد كه مهمترينشان اينها بود : 1 . تضعيف تدريجى قدرت اعراب مسلمان با درگيريهاى مستمر مرزى . 2 . استفاده از نيروى دريايى براى تهديد شهرها و سواحل . 3 . تضعيف مستمر روند سازندگى جامعهء اسلامى با اتكا به « طرفداران روم » در سرزمينهاى فتح شده به دست مسلمانان . در اين باره شواهد فراوانى وجود دارد كه مهمترينشان - در اين دوره - شورش ويرانگر ساكنان اسكندريه ، كمك آنان به لنگراندازى كشتيهاى نظامى رومى در سال 25 و تجديد فتح دوم اسكندريه بوده است . اما در عرصه عمليات شام شورش قبايل عربى طرفدار روم مثل قبيله ايادبن نزار « 1 » بود كه به تهاجم فراگير در سال 17 ه انجاميد و دامنهاش تا شهر حمص نيز كشيده شد . با آنكه اعراب موفق شدند با اين اعمال خصمانه مقابله كنند و زيانهاى سنگينى به روميان وارد سازند . با وجود اين امنيت شهرهاى تازه گشوده شده مورد تهديد بود و سازندگى داخلى به تأخير مىافتاد ؛ به علاوه اينكه نيازمند تخصيص تلاش اضافى نيز بود . فرماندهى بيزانس در سازماندهى عملياتهاى زمينى - دريايى تجربهء فراوان داشت و مىدانست كه با ملتهاى محارب چگونه رفتار متقابل داشته باشد . ( مانند رفتارى كه در قبال تهاجم
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص٢٤٦
هامش
( 1 ) . قبيلهء اياد بن نزار از قبايل عرب ساكن جزيره بود . اين قبيله به دوستى و روابط خود با امپراتورى بيزانس ادامه داد و در سال 17 ه به باقيماندهء قبايل عربى كه روابط خود را با روم حفظ كرده بودند پيوست . اتحاد آنان به تهاجمى فراگير انجاميد . تهاجم روميان تا حمص ادامه يافت و ابى عبيده و خالد بن وليد موفق شدند نيروهايشان را درهم بكوبند . نيروهاى اسلامى از كوفه و بصره به پا خاسته و به جزيره حمله كردند و قبيلهء اياد بن نزار به روم پناهنده شد . چون اين خبر به عمر رسيد به هِرَقْل پادشاه روم نوشت : شنيدهام كه يكى از قبايل عرب خانهء ما را ترك گفته و به خانهء تو آمده است . به خدا سوگند ، يا آنها را بيرون مىرانى يا آنكه ، ما نيز نصارا را بيرون مىاندازيم و پيش تو مىفرستيم » . امپراتور روم چارهاى جز باز گرداندن قبيلهء اياد بن نزار نداشت . آنان را به مدينه منوره بردند و در آنجا شرايطى بر آنها تحميل شد كه نه به آنان اجازه تمرّد داده مىشد و نه آنكه مىتوانستند به روميان بپيوندند . ( تاريخ الطبرى ، ذخائر العرب ، ج 4 ، ص 55 ) .