2 . ميانهروى در قوا و تلاش براى حفظ جان اعراب مسلمان .
3 . ايجاد جوامع اسلامى در مناطق فتح شده .
4 . حفظ توازن ميان جبههء جنگ و عقبه .
5 . هماهنگى استراتژيهاى تهاجمات بازدارنده و جنگهاى پيشدستانه .
اين اصول و مبانى هم با هدفهاى نظامى اعراب مسلمان و هم با خوى و خصلت و نيروى نظامى آنان هماهنگ بود . اما چنان كه احنف بن قيس گفته است :
« هيچ دو پادشاهى گرد نيامدند و توافق نكردند ، مگر آنكه يكى بر ديگرى خروج كرد » ( سرانجام توافق پادشاهان جنگ است ) .
درگيرى مسلمانان با روميها و بيزانسيها ادامه داشت ، اما جنگ با ايرانيان با توجه به نبود مانع جغرافيايى برايشان آسان بود . درگيرى با روم و بيزانس سياست استراتژيكى ديگرى را طلب مىكرد . بيزانسيها با استفاده از نيروى دريايى خود مىتوانستند شهرهاى ساحلى سرزمين شام و مصر را تهديد كنند . عمليات دريايى سال 25 ه كه بر ضد اسكندريه انجام شد از بزرگترين عملياتهايى بود كه نشان داد تضمين مرزهاى اسلامى و توجه به سازندگى جامعه اسلامى محال است ؛ مگر اينكه جلوى مبارزهطلبيهاى دريايى روم گرفته شود و تا جاى ممكن زمينههاى حياتى مورد استفادهء آنان براى مقابله با فتوحات اسلامى از آنان سلب گردد .
فرماندهان اسلامى براى حمايت از پايگاههاى خود تدابير بازدارندهاى را اتخاذ كردند .
آنان جنگ را به بيرون از مرزهاى خودى كشاندند ( تا روميان را در مقابل مسلمانان در موضع انفعال قرار دهند ) . جنگهاى زمستانه و تابستانه و پادگانهاى مرزى ابزارهايى بود كه امروزه مىتوان بر آنها نام « تهاجمات بازدارنده » گذاشت اما اين امكانات با وجود فعال بودن اهداف مورد نظر را محقق نساخت و خاطرهء تهاجم روميان و پيشروى آنان تا حمص ( سال 17 ) پيوسته در ذهن معاوية بن ابى سفيان زنده بود . او كه خطر روم را درك كرده بود اين سخن مشهور را بر زبان آورد : روم را در تنگنا قرار دهيد كه به اين وسيله بر همهء مردم روى زمين مسلط مىشويد » .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص٢٤٣