تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
ظاهر گشته آن را مدت دو ماه كامل محاصره كردند . اين شهر به دست آلمانها نماند و عثمانيها نيز پس از 145 سال استفاده از آن به عنوان پايگاه حكومت عثمانى در مجارستان آن را ترك گفتند . ونيزيها از شكست عثمانيها استفاده كرده و در سال 1687 م آتن را به اشغال خود درآوردند ، ولى عثمانيها آنان را در سال بعد بيرون راندند . لهستانيها ميان سالهاى 1684 تا 1687 م براى بازپس‌گيرى كامنگ كوشيدند ولى توفيقى كسب نكردند . روسيه نيز به جمع كشورهاى متحد پيوست ، اما تلاش اين كشور براى تصرف شبه جزيرهء قرم با شكست كامل روبه‌رو گرديد .

3 . نتايج محاصرهء وين

الف . نتايج سياسى

پس از آنكه خبر شكست ارتش عثمانى به فرماندهى رسيد درصدد انتقام برآمد و نيروهايش را در سال 1687 م بر ضد نيروهاى متحد در موهاگ « موهاكس » « 1 » مجارستان وارد ميدان كرد . اما اين بار نيز نيروهاى عثمانى شكستى سخت‌تر از پيش خوردند . در پى آن انقلابى بروز كرد كه دامنه‌اش تا پايتخت ( استانبول ) كشيده شد . در كنگرهء علما كه در 8 تشرين دوم ( نوامبر ) در اياصوفيه تشكيل گرديد تصميم به خلع سلطان محمد چهارم گرفته شد و به توصيهء مصطفى پسر احمد كوپرلى ، نايب صدر اعظم ، برادرش سليمان دوم به جاى او تعيين گرديد . در تابستان سال بعد نيروهاى امپراتورى به بلگراد حمله كردند و در تهاجم 6 سپتامبر 1688 م آن را به تصرف درآوردند . دربار امپراتورى از مدتها پيش در صدد تهيه طرحهاى اخراج عثمانيها از سر تاسر اروپا برآمده بود . اما عثمانيها موفق شده بودند بار ديگر نيروهايشان را در نوامبر 1689 م گرد آورند ؛ و اين هنگامى بود كه پس از شكست سخت نيروهاى عثمانى در نيچ « 2 » رياست حكومت به صدر اعظم جديد يعنى مصطفى پسر احمد كوپريلى رسيد . صدر اعظم مصطفى نيروها را تجديد سازمان كرد و بخت با او يار بود كه توانست در 8 تشرين اول ( اكتبر ) 1690 م بلگراد را بازپس گيرد .

هامش
( 1 ) . موهاگ يا موهاكسscahoMاز شهرهاى مجارستان واقع بر ساحل دانوب نزديك يوگوسلاوى . در آنجا بود كه‌سليمان دوم بر لويى دوم پادشاه مجارستان در 1526 م پيروز شد و شارل دولورينenia rroleD sel rahCدر 1687 م بر تركان عثمانى پيروز گرديد .
( 2 ) . نيچ) hciN ( hsiNاز شهرهاى يوگوسلاوى ( در صربستان ) واقع بر ساحل رودخانهء موراواavaroM.
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 233 | عبدالحسين بينش