نفع امپراتور از بلگراد و كل مناطق آن تا مصب رودخانهء دانوب عقب نشست و ونيزيها در مقابل از موره دست كشيدند .
ب . نتايج نظامى
نتايج سياسى پيش گفته نشان مىدهد كه محاصرهء وين و ناكامى عثمانيها در گشودن آن نشان زوال قدرت نظامى عثمانى بود . عثمانيها در طول مراحل پيدايش و تحولشان برخى شكستها را متحمل شده بودند ، اما با حصول يك پيروزى بزرگتر از شكست سربلند بيرون مىآمدند .
اما شكست محاصرهء وين سرآغاز مجموعهاى از شكستهاى پياپى بود كه نيروهاى ترك متحمل زيانهاى فراوانى گشتند ، بدون آنكه بتوانند حتى يك پيروزى كه با اين شكستها برابرى كند كسب نمايند .
بر اين اساس مىتوان محاصرهء وين را نقطهء تحول سرنوشتسازى برشمرد كه طى آن امپراتورى عثمانى از تهاجم استراتژيكى به دفاع استراتژيكى روى آورد . در حالى كه ممالك و امپراتوريهاى غربى از دفاع استراتژيكى به تهاجم استراتژيكى روى آوردند .
در مقابل ، تحول ديگرى نيز در هر چه بزرگتر شدن نيروهاى پيرامون امپراتورى عثمانى پديد آمد . روسيه در صدد اشغال مركزى برآمد كه به وى اجازه مىداد بر روابط و توازن قوا تأثير بگذارد . همين طور قدرت سوئد در كنار قدرت مجارستان فزونى يافت . رژيمهاى مستقل ديگرى شكل گرفت كه اندكى بعد آنها نيز به مراكز قدرت نيرومندى تبديل گشتند مثل ايتاليا ؛ علاوه بر مراكز جديدى مثل اسپانيا و مراكز قديم چون انگلستان و فرانسه .
نيز پىجويى رويدادها نشان مىدهد كه مراكز جديد قدرت بر پايه تحول قدرتهاى نظامى زمينى و دريايى خود تكيه كردند . با وجود قدرت نظامى مطلوبى كه در اختيار امپراتورى عثمانى بود ، اين نيروها نتوانستند همپاى تحولات نيروهاى مجاور حركت كنند .
روسيه توپخانه را متحول ساخت و به كارگيرى آن را به مراتب بيش از عثمانيها توسعه داد .
در مورد نيروى دريايى نيز به همين شيوه عمل كرد . اين كار موجب شد كه سلاطين عثمانى به دليل نداشتن قدرت نظامى تحوليافتهاى همانند غربيان ، به همهء خواستههاى آنان تن دهند .