تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩

روحى تازه دميد . پيامد وجود اين روح در تصميماتى كه دولت بر ضد همسايگان شمالى خود گرفت نمودار گشت . در ترانسلوانيا باب عالى « امير جرج راگوجكى » را كه در صدد فرار از تعهدات اقطاع‌دارى خود در قبال سلطان برآمده بود ، از كار بر كنار كرد و به جاى او « امير ميكال آباوى » را نشاند . تا آنكه هرگاه امپراتور با فشار مجارها از پذيرش امير « آباوى » خوددارى ورزيد ، پاب عالى او را به جنگ تهديد كند . به اين ترتيب در اروپا انديشهء وظيفه مشتركى شكل گرفت كه طبق آن جهان مسيحيت موظف بود در راه دفع خطر مسلمانان بكوشد . در تقويت اين انديشه بيش از همه ونيزيها تلاش مىكردند . برخى پادشاهان اروپايى پاسخى مناسب دادند . پادشاه فرانسه لويى چهاردهم دعوت پاپ را براى يارى برادران دينىاش بر ضد تركان - با وجود روابط دوستانه‌اش با باب عالى - اجابت كرد . او اميران آلمان متشكل از خاندان اوسبرگ ( اتحاد راين ) را كه هم‌پيمان او بودند وادار ساخت تا 20 هزار جنگجو را زير فرمان امپراتور آلمان قرار دهند . اين اقدام دربار وين را كه پيوسته درصدد احتراز از جنگ بود و به گفت و گو با عثمانيها تمايل داشت به دردسر انداخت . اما كاسهء صبر سلطان لبريز گرديد و به نيروهايش فرمان داد كه در آوريل 1663 م به مجارها حمله كردند ، و حتى خود وين را در معرض تهديد قرار دادند . امپراتور نه تنها اتحاد راين بلكه سوئد را نيز به كمك خواست . پادشاه مجارستان در رأس نيروهايش در دو جنگ بزرگ ( در كوه « قديس گوتارد » بر ساحل رودخانهء زاب ) بر عثمانيها پيروز گشت . اما اندكى بعد در سال 1665 م با آنها پيمان صلح امضا كرد تا بتواند در مقابل سياستهاى فرانسه ايستادگى كند . عثمانيها موفق شدند يك بار ديگر تمام نيروهاى خود را در كرِت ، جايى كه محاصرهء قنديه ناتمام مانده بود ، وارد كنند . مردم ونيز پيوسته از فرانسه تقاضاى پشتيبانى مىكردند اما پادشاه لويى چهاردهم « 1 » تمايلى به تحريك باب عالى و برخورد با آن نداشت . او به طور رسمى - در

هامش
( 1 ) . لويى چهاردهم يا « لويى بزرگ » در سال 1638 م در سن جرمان - آن لاى - به دنيا آمد . او در فاصله سالهاى 1643 - 1715 م حكومت را در آغاز زير سلطه نخست وزير خود مازاران عهده‌دار بود كه از روش سلف خود - ريشليو - پيروى مىكرد . سپس لويى در 1661 م در مقابل هيئت دولت با بر زبان آوردن عبارت مشهور « من دولت هستم » اعلان كرد كه مىخواهد حكومت را به طور مطلق به دست گيرد . پس از آن ارتش و نيروى دريايى را تجديد سازمان كرد و در چندين جنگ كه موجب تحقق وحدت و عظمت فرانسه گرديد ، شركت جست . اما چند درگيرى ديگر قدرتش را مستهلك ساخت . بارزترين آنها جنگ بر ضد اسپانيا بود كه به صلح اكس لاشاپل منتهى گرديد . به موجب اين صلح اوم در سال 1668 م بر فلاندر دست يافت . پس از آن جنگ با هلند بود كه به صلح نيميج منتهى گشت و به موجب آن فرانسه در سال 1678 م بر لافرانش كوميت دست يافت . سپس جنگ اوگسبورگ بود كه به پيمان 1697 م ريسويك منتهى گرديد . پس از آن جنگ وراثت اسپانيا بود كه به پيمان 1713 م اوتريخت و پيمان 1714 م راستدتت دو باد منتهى گرديد .