خلع شد و ده روز بعد خفه گرديد . وانگهى ديگر از آن شخصيتهاى نيرومندى كه در مرحلهء تشكيل دولت در طول مدت حدود سيصد سال ظهور كرده بودند ، خبرى نبود .
ب . وضعيت در جبههء غرب
مردم ونيز و مجارها به تحريك بر ضد امپراتورى عثمانى ادامه دادند . علاوه بر مراكزى كه در ايران تشكيل شد ، مركز جديدى در كوههاى « قفقاز » كار هدايت تهديد بر ضد امپراتورى عثمانى را عهدهدار گرديد . مردم ونيز پس از نوميدى از كمكهاى لازم غرب با پادشاه ايران « طهماسب » ارتباط برقرار كرده وى را بر ضد عثمانيها تحريك كردند .
امپراتورى عثمانى لزوماً بايد در همهء جبهههاى داخلى و خارجى مىجنگيد . عثمانيها در سال 1577 م كوههاى قفقاز را مورد حمله قرار داده تفليس را گشودند . در سال 1579 م دژ پراهميتى را براى استقرار در اين منطقه بنا كردند . اما موفق به كشاندن ميدان جنگ به داخل ايران و جداسازى تبريز - پايتخت پيشين ايران تا 1585 م - نگشتند ؛ و با امضاى صلحى با وارثان « طهماسب بن اسماعيل » ( درگذشت 1576 م ) جنگ پايان يافت .
به اين ترتيب عثمانيها جاى پاى خود را در جنوب روسيه مستحكم كردند و آن را مركز حملههاى خود بر ضد سرزمين كَرْج در سالهاى 1581 م و 1583 م قرار دادند . همين طور بروز آشوب ميان ساكنان قفقاز به آنان فرصت داد تا در امور لهستان دخالت كنند . پادشاه لهستان « استفان پانورى » و پس از او سيگسموند از سال 1587 م تبعهء پادشاه عثمانى به شمار مىآمدند .
به رغم توقف جنگ - به موجب پيمان صلح 1583 م - اخگر آن زير خاكستر باقى ماند و با درگيريهاى مداوم در مرزهاى اتريش جرقه مىزد تا آنكه ده سال بعد شعلهور گرديد . حاكم بوسنى در حملهء ژوئيه سال 1593 م خود به سرزمين مجارها به طرز وحشتناكى شكست خورد ؛ و براى پاك كردن اين لكهء ننگ چارهاى جز برپايى يك جنگ بزرگ وجود نداشت . اما سلطان مراد سوم در 16 ژوئن سال 1595 م مرد . سال بعد سلطان جديد ، محمد سوم ، نيروهايش را رهبرى كرد تا در نخستين پيروزى خود در اين جنگ ، يعنى پيروزى بر سپاه خاندان هابسبورگ در آكرى ، شركت جويد . اما پس از آن كار جنگ به كندى پيش مىرفت و پس از درگذشت محمد در سال 1603 م و به تخت نشستن پسرش احمد ، همچنان استمرار يافت . واقعيت اين است كه تا پيوستن رئيس مجارى « پوكسكاى » ، پس از منصوب گشتن به امارت درترانسلوانيا ، به عثمانيها