تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨

اوضاع به سود آنان نبود . به اين ترتيب به موجب پيمان صلحى تازه ميان طرفين بنابر پيمان 1606 م سيتواتورك ، سلطان از جزيه‌اى كه تا آن هنگام به وى پرداخت مىشد دست كشيد . دورهء بعد دورهء آرامش نسبى در جبههء اروپا بود و تا پيش از 1644 م جنگ سرنوشت‌سازى روى نداد . عثمانيها توانستند بر ضعفهاى داخلى فايق آيند و نيروهاى نظامى خويش را براى انجام عملياتى بزرگ در اروپا تجديد سازمان كنند . چرا كه ساكنان بندقيه همچنان از طريق جزيرهء كرِت - اقريطش - بر درياى اژه مسلط بودند . هر چند كه استانبول از سالها پيش مىدانست كه چگونه آنان را كه با بروز هر درگيرى در مرزهاى « دلماسيا » و يا با حكومتهاى كوچك مسلمان آفريقاى شمالى عقب‌نشينى مىكنند و با مال و پول صلح را به ارمغان مىآورند ، خوار و ذيل گرداند . سرانجام دولت عزم خويش را براى تصرف آخرين قلمروهاى شرقى خويش با زور جزم كرد ؛ و در حزيران ( ژوئيه ) سال 1644 م امپراتورى عثمانى به ونيزيها اعلان جنگ داد . سپس ناوگان عثمانى در كرِت - اقريطش - لنگر انداخت و با فرا رسيدن پاييز ، كادن - مانيه - را اشغال كرد . اما از آن پس عثمانيها بسيار كند حركت كردند و موجب بروز نارضايتى در استانبول گرديدند و طى توطئه‌اى سلطان ابراهيم در 8 آگوست سال 1648 م از سلطنت عزل گرديد . پس از او محمد كوپرلى سازماندهى مجدد و فراگير دولت را عهده‌دار گرديد . در اين دوره ساكنان ونيز بىوقفه كوشيدند تا براى مبارزه در راه حفظ پايگاهشان در شرق از ديگر دولتها كمك بگيرند . آنان موفق به آزادسازى قنديه نگشتند ، اما در دلماسيا اندكى پيش رفتند و در سال 1651 م در « باروس » بر عثمانيها پيروز گشتند . در اينجا نقش محمد كوپرلى « 1 » فرا رسيد كه در حيات كل امپراتورى عثمانى و دستگاههاى آن

هامش
( 1 ) . محمد كوپريلى ( 1576 - 1661 ) منسوب به كوپرى واقع بر ساحل قزل ايرماق نزديك آماسيه . نياى وى از آلبانى به‌آنجا مهاجرت كرد و چنين به نظر مىرسد كه او براى نخستين بار به عنوان يك بنده وارد خدمات نظامى گرديد ، اما اندكى بعد به خدمات دولتى پرداخت . او خزانه‌دار صدراعظم بود . سپس والى ( پاشاى ) دمشق و طرابلس شام و قدس گرديد . تا آنكه پس از آن به پايتخت بازگردد و به وزارت برسد . پس از رسيدن به اين منصب عالى ، دشمنان او موفق شدند بر ضد وى توطئه كنند و او را به بازگشت به وطن نخستش ناچار گردانند . سپس صدر اعظم - نخست وزير - محمد پاشا مشهور به بوينى اكرى ( گردن كج ) وى را از آنجا به پايتخت فراخواند . او در 22 ايلول ( سپتامبر ) سال 1656 م در سنّ هشتادسالگى به منصب صدراعظمى دست يافت و با سلطان شرط كرد كه بايد قدرت مطلق و نظارت بر همهء پستها و دواير را به او بدهد . او موفق گرديد در چارچوبى تشكيلاتى فراگير امپراتورى را نيرومند سازد ، اما راهى خونين را پيمود . پسر وى پس از مرگش اصلاحات او را بدون جنگ و خونريزى ادامه داد .