رفت ساكنان بيازين بر حكمرانان شوريدند و آنان را كشتند . در مقابل ، مسيحيان نيز كمر به نابودى آنان بستند و هر كس را كه مسيحى نشد كشتند .
گروهى از پذيرش مسيحيت سرباز زدند و از مردم كناره گرفتند ، اما به حالشان سودى نبخشيد . روستاها و جاهاى ديگرى مانند بلفيق و آتدرش نيز از مسيحى شدن سرباز زدند .
دشمن آنان را گرد آورد و تا نفر آخرشان را يا كشت يا به اسارت درآورد ، مگر ساكنان « كوه بللنقه » را كه خداوند آنان را كمك داد و توانستند شمار بسيارى از آنان را كه حاكم قرطبه نيز در ميانشان بود به قتل برسانند ؛ و خود با زن و فرزند و مالى اندك به فاس پناهنده شوند .
پس از آن همهء مسلمانانى كه اظهار مسيحيت كرده بودند به طور پنهانى خدا را عبادت مىكردند و نماز مىگذاردند . مسيحيان جست و جويى سخت را آغاز كردند به طورى كه شمار بسيارى از مسلمانان را به همين بهانه سوزاندند . اخراج باقيماندهء مسلمانان در سال 1017 ه / 1608 م پايان يافت و اسلام با تلاشهاى دادگاههاى تفتيش از اندلس پاك گرديد .
7 . درسها
الف . نتايج سياسى
گنجاندن همهء جوانب آن جنگ خونين درازمدت در چند سطر دشوار است . آن جنگ خونين شكافهايى چنان ژرف از خود به جاى گذاشته است كه پر كردن آنها ممكن نيست ؛ و هر چه روزگار بر آنها مىگذرد پرسشهاى بيشترى را پيش روى ما مىگذارد . راستى چگونه غرناطه سقوط كرد ؟ آيا خيانتى در كار بود ؟ انحلال بود ؟ يا ضعف و زبونى ؟ يا كوتاهى ؟ چگونه اسلام پس از هفت قرن محو گرديد ؟ چگونه جامعهاى كه مسلمانان برپا كردند از هم گسيخت ؟
تلاشهاى بنىاميه چه شد ؟ فتوحات موسى و طارق كجا رفت ؟ جنگهاى حاجب المنصور چه شد ؟ . . .
اندلس مدت حدود سه سده نيمه متحد باقى ماند ، سپس حملههاى صليبى در شرق و غرب به طور همزمان آغاز گرديد .
شايان توجه اينكه قدرت جنگى در مشرق و مغرب متوازن باقى ماند . در همان دورانى كه صلاحالدين ايوبى در گير نبرد سرنوشتساز حطين بود ، يوسف بن تاشفين و معتمد بن عباد در نبرد زلاقه مىجنگيدند . اما پس از آن توازن نيروها برهم خورد . جنگهاى صليبى در