مشرق اسلامى از نيروى اعراب مسلمان كاست ، همانطور كه نيروى اعراب و بربرها در صحنهء اندلس رو به كاستى نهاد .
نكته قابل توجه اينكه مرحلهء ضد حمله عليه مسلمانان در اندلس پس از پايان حملههاى صليبى در شرق شتاب گرفت و در عين حال مسلمانان مدت 200 سال پس از آزادسازى عكا و بيرون راندن فرنگيها از سرزمين شام ، در اندلس باقى ماندند . عكا در سال 1291 م آزاد شد و فرديناند در 1492 م غرناطه را اشغال كرد ؛ و اين نبود مگر در پرتو مقاومت سخت ، روابط قوى و ريشههاى عميقى كه مسلمانان در اندلس داشتند .
اما حملههاى صليبى رابطه اندلس با مغرب اسلامى را قطع كرد و آرام و پيوسته مسلمانان را از منابع قدرتشان جدا ساخت و نيروى مادى و معنوى آنان را تحليل برد . با وجود اين مقاومت سرسختانه پيش از سقوط غرناطه و پس از آن ادامه يافت .
پراكندگى ميان سران اسلامى از عواملى بود كه قدرت پايدارى و مقاومت مسلمانان را تضعيف كرد . كامرانى و لذتجويى مسلمانان ارادهء جنگى آنان را از ميان برد . كسانى هم پيدا شدند كه به دين و ملت خود خيانت كردند . اما اينها همه نمودهايى از حالت ضعف و فقدان توازن نيرو و امكانات است .
براى مثال ، پس از وقوع جنگ زلاقه ، نبرد الارْك روى داد . با وجود اين سران اسلامى موفق به از ميان بردن ريشهء خصومت ، آن طورى كه در دوران بنىاميه تا روزگار منصور حاجب بود ، نشدند . بدون ترديد حملههاى صليبى در شرق اسلامى بازتابهاى قوى و سرنوشتسازى در ميدانهاى درگيرى اندلس داشت . اين بازتابها جنبهء معنوى بلكه جنبهء مادى نيز داشت .
اندلس سقوط كرد ، اين حقيقتى انكارناپذير است ؛ و نمىتوان گفت كه اگر از پشتيبانى شرق اسلامى برخوردار مىبود سقوط نمىكرد . يا اينكه چنان چه مغرب اسلامى مىتوانست همانند چندين سدهء گذشته از اندلس پشتيبانى كند ، اسلام در آنجا سقوط نمىكرد . زيرا كه سنتهاى تاريخى تفاسير فرضى را نمىپذيرد . اما اين اندازه مىتوان گفت كه مسلمانان اندلس براى مدت چندين سده تحملى فوق بشرى از خود نشان دادند . مسلمانان مغرب اسلامى نيز دشواريهايى را تحمل كردند كه تاريخ نمىتواند آن را انكار كند . اما حملههاى صليبى موجب
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 196
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٩٦