تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
برهه نا اميد شد و از آنجا كوچيد . فرديناند پس از ويران ساختن چند دژ و تعمير برجهاى « همدان » و « ملاحه » و پر كردن اين دو دژ از آذوقهء لازم به سرزمين خود بازگشت .

5 . آخرين روزهاى غرناطه

اندكى پس از رفتن فرديناند لشكريانش به سوى قشتاله ، سلطان غرناطه « ابوعبدالله » با سپاهش به شمارى از دژهايى كه فرديناند در تهاجم اخيرش تصرف كرده بود حمله كرد و آنها را به زور گشود . او نيروهاى پادگانهاى محافظ شهر را كشت و ساخلو ( پادگان ) هايى از نيروهاى اسلامى گذاشت و به غرناطه بازگشت . آنگاه آهنگ « بشرات » نزديك غرناطه كرد و چند روستا را به تصرف درآورد و نصاراى ساكن آنجا را فرارى داد . سپس به دژ « اندرش » حمله برد و آن را گشود . ساكنان منطقهء كوه بشرات سر به فرمانش نهادند ؛ و دعوت اسلام در آنجا پا گرفت و از ذمّهء نصارا بيرون آمدند . چون عموى سلطان ، « ابوعبدالله محمد بن سعد » با نيروى بزرگى در آنجا بود ، حاكم غرناطه به جنگ آنان شتافت و او به مريه رفت ، سراسر بشرات تا بَرْجَه به فرمان پادشاه غرناطه درآمد . آنگاه عمويش همراه مسيحيان به اندرش رفت و آن را گرفت و پس از آن آهنگ روستاى همدان كرد كه برج عظيم آن پر از مرد جنگى و امكانات و آذوقه بود . اما ساكنان غرناطه او را به محاصره درآوردند و جنگهاى گوناگونى را بر ضد وى به راه انداختند . شمار بسيارى از مردم در آنجا مردند . مهاجمان برجهاى يكم ، دوم و سوّم را نقب زدند و مردم را مجبور به رفتن دژ بزرگ ساختند . سپس ساكنانش را ، كه 180 تن بودند ، به اسارت درآوردند و ابزار و آلات جنگى را با خود بردند . پادشاه غرناطه سپس آهنگ شلوبانيه كرد و پس از محاصره شهر آنجا را گشود . چون دژ شهر تسليم نشد ، به محاصره كامل درآمد ، ولى دريافت اخبار آمدن فرديناند به سوى غرناطه مسلمانان را ناگزير ساخت تا دست از محاصره بردارند و به غرناطه بروند . اندكى بعد فرديناند پادشاه قشتاله همراه مرتدان و « مدّجنون » « 1 » سررسيد . فرديناند دست به كار ويران ساختن برج

هامش
( 1 ) . مدجنون [ جمع مدجن ، عربى : مقيم ، ساكن ] اصطلاحى است كه مسيحيان پس از فتح اسپانيا بر مسلمانان ساكن‌آنجا اطلاق مىكردند . ( دايرة المعارف فارسى ) .