بزرگان مالقا با اهل « بلش » گفت و گو كردند و علت پذيرش اين دعوت را يادآور شدند . اما اهل بلش بر عهد و پيمانى كه اهل غرناطه و ديگر نقاط اندلس بسته بودند وفادار ماندند .
فرديناند در ربيع الثانى سال 892 ه / 1487 م آهنگ بلش كرد . به دنبال پيشروى نيروهاى غرناطه و بسيج شدگان بشرات و ساكنان وادى آش و ديگران و رسيدنشان به بلش در غرناطه شورشى به پا گرديد و شايع شد كه اين شهر به بيازين پيوسته است . در نتيجه نيروى مسلمانان پراكنده شد و فرديناند و نيروهايش وارد بلش گشتند . سپس فرديناند به مالقا رفت و شهر را از خشكى و دريا مورد حمله قرار داد . ساكنان شهر نيز با توپ و نيروهاى سواره و پياده خويش با او جنگيدند . فرديناند با كشيدن ديوار و حفر كانال و گماشتن كشتى در دريا راه ورود و خروج مالقا را بست ، به طورى كه تنها شمار اندكى از مرابطون توانستند در هنگام محاصره شهر به آن وارد شوند . مهاجمان جنگ را شدت بخشيدند و به محلههاى شهر نزديك شدند و حلقه محاصره را چنان تنگ كردند كه آذوقه شهر تمام شد و مردم به خوردن چارپايان و اسب و خر روى آوردند . مردم كه به مغرب اسلامى اميدوار بودند از آنان تقاضاى كمك كردند ، ولى هيچ كس به يارى آنان نيامد . گرسنگى بر مردم فشار آورد . بسيارى از بزرگان كشته شدند ، با وجود اين اظهار بىتابى و ناتوانى نكردند . تا آنكه ضعفشان به اوج رسيد و اميدشان از هر گونه كمكى از راه دريا يا خشكى بريده شد . از اين رو با مسيحيان دربارهء صلح گفت و گو كردند تا با آنان نيز مانند ديگران رفتار شود . دشمن به خاطر رفتار قهرآميزشان آنان را نكوهش و سرانجام شرايط زير را بر آنان تحميل كرد : از مرگ در امانيد ، كليدهاى قلعه و دژ را تحويل مىدهيد ، اگر خوشرفتار باشيد حاكم شهر نيز خوشرفتارى خواهد كرد . اما مسيحيان پس از تسلط بر آنها ، همه را به اسارت گرفتند و نواحى گوناگون را تصرف كردند .
در سال 893 ه / 1488 م قشتاليها بر « شرقيه » و « بلش » چيره شدند . مسلمانان اعتراض كردند ولى كسى به آنان توجهى نكرد . دشمن همهء آن سرزمين را با صلح گرفت و بازگشت .
در سال 894 ه / 1489 م فرديناند در صدد حمله به برخى دژهاى « بسطه » برآمد . در پى آن نيروهاى وادى آش ، مريه ، منكب و بشرات به يارى برادران مسلمان خود شتافتند و سخت با مسيحيان جنگيدند و آنان را وادار به عقبنشينى از بسطه كردند . فرديناند سه ماه را به آماده شدن سپرى كرد و به دنبال آن توپها و آلات حصارگيرى را به باروى شهر نزديك ساخت و از
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٨٩