تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
فرديناند لختى بياسود تا نيروهايش تجديد سازمان شدند . آنگاه آهنگ « بيره » كرد و برخى باروها را خرد و ويران ساخت . به ساكنان دژ امان داد و ، دژ را از آنان گرفت ؛ و مردم راهى غرناطه گشتند . او با دژ « مثلين » نيز همين گونه رفتار كرد . مردم سخت جنگيدند و اما وقتى عرصه بر آنان تنگ شد ، امان گرفتند و كارها را رها كردند و عازم غرناطه گشتند . ساكنان « قلنبيره » بدون جنگ تسليم شدند و به غرناطه رفتند . سپس دشمن به « منت فريد » رسيد و دارالعده را به آتش كشيد . مردم تقاضاى امان كردند و به غرناطه رفتند . آنگاه به « صخره » رفت و آن را گرفت . همهء اين دژها را تقويت و پر از نيرو و امكانات كرد و سواره نظام را براى تصرف غرناطه سازماندهى كرد . آنگاه به سرزمين خود بازگشت و با سلطانى كه در اسارتش بود پيمان بست كه هر كس به فرمان وى درآيد در امان است . شايعه كردند كه انجام اين كار به سبب بروز آشوب ميان او و پادشاه فرانسه بود . اين امر بر دشمنى ميان بيازين و الحمرا افزود . فرديناند رهبر بيازين را با مرد و مال و گندم و باروت و ديگر چيزها يارى داد . فتنه به اوج رسيد و قتل و غارت در ميان مردم رواج يافت . تا روز 27 محرم سال 892 ه / 1487 م اوضاع به همين منوال بود . تا آنكه ساكنان غرناطه درصدد برآمدند به زور وارد بيازين شوند . اهل علم درباره كسى كه از نصارا كمك مىگيرد و وجوب مبارزه با او گفت و گو كردند و اظهار داشتند كه هر كس از او پيروى كند با خدا و رسولش مخالفت ورزيده است . اما ساكنان بيازين بر ضد غرناطه كمك گرفتند . سلطان در غرناطه در پى سپاهيان و فرماندهان ساكنان « بسطه » ، « وادى آش » ، « مريه » ، « منكب » ، « بلش » ، « مالقا » و ديگر نواحى فرستاد . چون در آنجا گرد آمدند با يكديگر دست دوستى و همپيمانى بر ضد دشمنان دين دادند و تعهد كردند هر كس را از مسلمانان كه مورد حملهء دشمن قرار گيرد يارى دهند ، رهبر بيازين ترسيد و نزد حاكم قشتاله - فرديناند - فرستاد ؛ و او آهنگ نواحى بلش كرد . رئيس بيازين وزيرش را به ناحيه مالقا و دژ « منشأة » فرستاد تا آنان را بيم دهد و بترساند . او نسخه‌هايى از پيمان‌نامه‌هاى صلح را نيز همراه داشت . مالقا و دژ « منشأة » تقاضايش را پذيرفتند و از ترس قدرت حاكم قشتاله و به طمع صلح و سلامت خود در حمايت او قرار گرفتند . آنگاه