1500 سوار و 4000 پياده ( در مجموع 5500 جنگجو ) تجاوز نمىكرد . پوست دون پدرو را كندند و پر از پنبه كردند و براى مدت چند سال بر دروازهء غرناطه آويختند . مسيحيان تقاضاى صلح كردند و مسلمانان پذيرفتند . در حالى كه آنان كوه فتح ( جبل طارق ) را در اختيار داشتند . اين كوه جزو قلمرو سلطان فاس و مغرب بود . اما سرانجام اميرالمسلمين ، ابوالحسن مرينى حاكم فاس و مغرب آن را بازپس گرفت . قهرمان نبرد ، پير جنگجويان ، به جهاد خويش ادامه داد تا آنكه به سال 730 ه / 1329 م در سن 88 سالگى درگذشت . « 1 »
3 . بازپسگيرى و تقويت كوه فتح
كوه طارق يا كوه پيروزى مركز ثقل و حلقهء اتصال ميان مسلمانان اندلس و مغرب اسلامى بود .
از اين رو مسيحيان شمال تلاش خود را براى تصرف آن متمركز ساختند . چرا كه اين كار كمكرسانى را قطع و پشتيبانى را متوقف مىساخت . استيلاى بر كوه فتح بود كه مسلمانان را براى نبرد « روز غرناطه » برانگيخت . پس از تحقق آن پيروزى درخشان ، ابوالحسن مرينى ( حاكم فاس و مغرب ) اقدام به بازپسگيرى آن كرد . « اموال فراوانى خرج كرد ، جنگجويان و نيروهاى بسيارى را به كار گرفت ، و سپاهيانش همراه فرزندان و نزديكانش در آنجا جنگيدند و كار را سخت كردند تا
هامش
( 1 ) . بنى احمر - پادشاهان غرناطه - توافق كردند كه منزلت پير جنگجويان را به كسى بدهند كه از نزديكان بنى مرينى - پادشاهان مغرب - باشد . زيرا اينان نخستين كسانى بودند در رقابت با عموزادگان خود بر سر ملك مغرب ، بر اندلس چيره شدند . اينان در جهاد جايگاه بلندى داشتند . نشان آن مطلبى است كه بر قبر پير جنگجويان عثمان بن ابىالعلا نوشته شده كه نمونهء كامل قهرمانيهايى بود كه در اين دوره از حيات اندلس آشكار گرديد . نوشتهء روى قبر پير جنگجويان بلند است و ما بخشى از آن را در اينجا نقل مىكنيم : « اين قبر پير جنگجويان عثمان بن ابى العلاست . پير مدافعان فرمانده قهرمانان دلاور و امام صفهاى تشكيل شده بر در بهشت در زير سايهء شمشيرها ، شمشير جهاد ، كوبنده دشمنان و شير شيران مرحوم ابوسعيد عثمان ابن شيخ جليل مرحوم ابوالعلا ادريس بن عبدالله بن عبدالحق . او 88 سال عمر خويش را شب و روز وقف جهاد در راه خدا كرد و مطابق مشهور در 732 جنگ شركت جست . او همهء عمرش را در جهاد فى سبيل الله و براى خدا در ادارهء جنگ گذراند . از جنگ با كفار هيچ گاه باز نايستاد و چونان سيل بر سر آنان سرازير مىگشت . خداوند به دست وى كارهاى بزرگى را ميان دشمنان انجام داد كه خبرش به همه جا رسيده است . او در حالى مرد كه جامهاش به گرد جهاد آغشته بود و مراقب سركشان كافر و احزابشان بود . او چنان كه زيست مرد و خداوند در آوردگاه جهاد او را نزد خويش برد و سعادت و خشنودى خويش را به او اختصاص داد . شمشير او بر سر پادشاه روم از غلاف كشيده بود ؛ و اندلس به خاطر دورى او به لرزه درآمد - او در روز يكشنبه دوم ذى حجه سال 730 ه وفات يافت » . نفح الطيب ، مقرى ، ج 1 ، ص 452 - 453 .