تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

چون روزگار سلطان ابوالحسن على بن سعد نصرى غالى احمرى فرا رسيد ، جمله سر به فرمان وى نهادند . در مالقه نيز پس از آمدن فرماندهان از نزد مسيحيان ، مردم با برادرش ابوعبدالله محمد بن سعد ( مشهور به زغل ) بيعت كردند . وى مدتى را در مالقه ماند و سپس نزد برادرش ، سلطان ابوالحسن ، رفت . فرماندهان و سران باقيمانده در مالقه سر به شورش برداشتند ؛ و اوضاع به همين منوال بود تا آنكه مالقه به دعوت سلطان ابوالحسن به پا خاست و آشوب فروخفت . سلطان ابوالحسن بخشهايى از اندلس را كه به دست مسلمانان باقيمانده بود به تصرف درآورده با مشركان به جهاد پرداخت و اماكن چندى را گشود . چون كافران پيوسته وى را با خود در جنگ ديدند ترسيدند و از او تقاضاى صلح كردند . شمار سپاه وى رو به فزونى نهاد . براى نمايش اين نيروها همه را نزد خود گردآورد . به اين منظور مجلسى تشكيل داد كه بناى آن در بيرون از الحمرا در دژ غرناطه آماده شده بود . مراسم سان از روز سه شنبه 9 ذى الحجهء سال 882 ه / 1477 م آغاز گرديد و لشكريان همه روزه تا روز 22 محرم سال 883 ه ( يعنى مدت حدود 5 / 1 ماه ) به حضورش مىرسيدند تا آنكه مراسم سان و رژه پايان يافت . « 1 » در اين دوره سران فرنگى با يكديگر اختلاف داشتند . برخى قرطبه را در اختيار گرفتند ، برخى اشبيليه و برخى شَريش را . از اين رو حاكم غرناطه ، سلطان ابوالحسن به شادخوارى و شادكامى پرداخت و لشكريان را تباه ساخت . او كار را به يكى از وزيران خود واگذارد و از مردم فاصله گرفت . جهاد و توجه به امور كشور را به حال خود رها كرد . دزدى و بيداد رو به افزايش نهاد . خاص و عام اين كار وى را نكوهش مىكردند . او با اين پندار كه ديگر مسيحيان به قلمرو او حمله نخواهند كرد و فتنه و فساد همچنان در ميان آنان ادامه خواهد يافت ، فرماندهان بزرگ را نيز به قتل رساند .

هامش
( 1 ) . اين نمايش نيرو با اعمال خلاف دين نيز همراه بود ، به طورى كه دشمنى مسلمانان را برانگيخت . المقرى ( نفح الطيب 4 / 511 - 512 ) در حاشيه مطلب چنين نوشته است : بيشتر اهل تفريح و تفرج در سبيكه و نواحى پيرامون آن بودند كه ناگهان خداوند سيلى بنيان‌كن را از دره سرازير كرد . خداوند كه مىخواست تظاهر به فسق اينان را كيفر دهد آب و سنگ را بر سرشان فرو ريخت به طورى كه سراشيبى دره و خانه‌ها و مغازه‌هاى اطراف رودخانه و پلها و باغ و بوستانها همه در آب فرو رفت . سيلاب صحن مسجد جامع را در خود فرو برد و چنان سيلى در آن سرزمين كسى نشنيده است » .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 183 | عبدالحسين بينش