3 . عين جالوت
پس از قتل تورانشاه در 2 مه سال 1250 م فرمانده ارتش ( اتابك ) عزالدين ايبك از سوى فرماندهان مماليك زمام امور مصر را به دست گرفت . ايبك فرماندهان مماليك را پراكنده ساخت و بيشترشان به شام گريختند ، عزالدين به منظور كسب مشروعيت با شجرةالدر همسر صالح ايوب ، پدر تورانشاه ، ازدواج كرد . آيبك همچنين الاشرف موسى ايوبى را به عنوان جانشين خويش تعيين كرد ، اما توطئهاى كه به وسيلهء شجرةالدر سازماندهى شد به زندگى وى ( آيبك ) پايان داد . « 1 » اندكى بعد خود شجرةالدر نيز در سال 1257 م به او ملحق گرديد . سپس مظفر قُطُز ( قدوز ) زمام امور را به دست گرفت . به دنبال آن ، آن دسته از مماليك كه از ترس آيبك به دمشق گريخته بودند ، از جمله بايبرس بندقدارى به مصر بازگشتند . اندكى بعد در آغاز سال 1260 م هيئتى از سوى هولاكو به قاهره آمد و خواستار تسليم مظفر قطز در برابر حكومت مغولان گرديد . قطز كه مىدانست در صورت تسليم شدن چه بر سرش خواهد آمد ، تصميم به مقاومت گرفت و فرمان داد فرستادگان هولاكو را كشتند ؛ و آمادهء جنگ گرديد . او نيروهايش را سازمان داد و آن دسته از خوارزميهايى را كه مغولان آنان را پراكنده ساخته بودند و نيز آن دسته از ايوبيان كه از حلب ، حمص و دمشق عقب نشسته و به قاهره ملحق گشته بودند نيز به او پيوستند ؛ و اين امر موجب افزايش نيروى سپاه مصر گرديد . در 26 ژوئيه سپاه مصر از مرزها گذشت و به غزه حمله كرد . فرماندهى جلوداران را بايبرس بر عهده داشت . در غزه تنها شمار اندكى از نيروهاى مغولى به فرماندهى « بيدار » حضور داشتند .