وى نزد كيدبوقا فرستاد و او را از تحرك نيروهاى مصرى آگاه ساخت و از او كمك خواست .
اما سرعت تحرك نيروهاى مصرى و جدّيتشان براى رسيدن به پيروزى به بايبرس امكان داد كه غزه را به تصرف درآورد و پيش از رسيدن نيروهاى كمكى مغولان ، آنان را نابود سازد .
كيدبوقا ، فرمانده مغولان كه هنگام دريافت اخبار تحرك مسلمانان در بعلبك بود ، بلافاصله آماده شد تا از درياچهء الجليل بگذرد و خود را به رود اردن برساند . اما انقلاب مسلمانان دمشق مانع حركت وى گرديد . در اين انقلاب خانهها و كنيسههاى مسيحيان درهم كوبيده شد و براى بازگرداندن امنيت و فرونشاندن شورش به وجود لشكريان مغولى نياز شديد بود . شورش نيز چيزى نبود كه كيدبوقا بتواند از آن چشم بپوشد ، زيرا كه عقبهء وى را تهديد مىكرد .
در اين اثنا مظفر قطز تصميم گرفت بر ساحل فلسطين به حركت درآيد و آنگاه رهسپار نواحى شمالى اين سرزمين گردد و راههاى مواصلاتى كيدبوقا را در صورت حمله به فلسطين در معرض تهديد قرار دهد . به اين منظور تصميم گرفت هيئتى را از مصر به عكا بفرستد و اجازه بخواهد كه نيروهاى وى از مناطق تحت اشغال فرنگيها بگذرند و در طول مسير به آذوقه لازم براى سپاه دسترسى داشته باشند . اما فرنگيها هيچ تمايلى به دادن كمك نظامى واقعى براى مقابله با مغولان را نداشتند ؛ و بارونها براى بحث دربارهء اين تقاضا در عكا گرد آمدند .
غارت چند وقت پيش صيدا به وسيلهء مغولان ، بارونها را نسبت به آنها بدبين كرده بود .
گويى كه آنان به اين قدرت كوبندهء شرقى اعتماد نداشتند ، زيرا كارنامهاى پر از كشتارهاى جمعى داشت . فرنگيها با تمدن اسلامى سازگار شده بودند . بيشتر آنان مسلمانان را بر مسيحيان محلى ، كه مورد توجه فراوان مغولان بودند ، ترجيح مىدادند . در آغاز بارونها اظهار تمايل كردند كه نيروى نظامى اضافى در اختيار قطز بگذارند . اما پيشواى شهسواران تيوتون ( آنو سانجرهاوزن ) هشدار داد كه زيادهروى در همكارى با مسلمانان نشان حماقت است ، به ويژه آنكه پس از پيروزى بر مغولان مغرور خواهند شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . فرقهء شهسواران تيوتون - آلمان - در مملكت ارمنستان كه با مغولان همپيمان بودند ، داراييهاى فراوانى داشتند . آنوسانجرهاوزن نيز سياست ملك هيتوم پادشاه ارمنستان را مبنى بر همكارى با مغولان براى نابودى مسلمانان مورد تأييد قرار مىداد . به همين دليل در حالى كه بيشتر فرنگيهاى حاضر در شام همكارى با مسلمانان بر ضد مغولان را ترجيح مىدادند ، او تمايلى به همكارى نداشت . از اين رو تا آنجا كه توانست همكارى فرنگيان با مسلمانان را محدود كرد .