ميافارقين چيره گشت . كشتار وحشتناكى از مسلمان به راه افتاد و هيچ كس از آنان زنده نماند .
آنان كامل را در معرض آزار و شكنجه قرار دادند و وادار كردند گوشت بدنش را خورد تا مرد .
هولاكو در رأس بخش عمدهء سپاه خود ، در اوايل سال 1260 م ، به حلب رسيد و آن را در محاصره قرار داد . چون محافظان شهر از تسليم سر باز زدند در 18 كانون دوم ( ژانويه ) 1260 م تصميم حمله به شهر را گرفت . تورانشاه ، عموى ناصر يوسف ، در دفاع از شهر دلاوريهاى فراوان كرد ، اما ديوارهاى شهر پس از آنكه شش روز متوالى در معرض پرتاب منجنيقها قرار گرفت فرو ريخت و مغولان به داخل شهر سرازير گشتند . حوادث حلب نيز همانند رويدادهاى ديگرجاها بود : مسلمانان در معرض كشتار قرار گرفتند و به مسيحيان هيچ گونه گزندى نرسيد . دژ حلب مدت چهار هفتهء ديگر نيز به فرماندهى تورانشاه به مقاومت ادامه داد . پس از سقوط شهر هولاكو از خود دلسوزى دور از انتظارى نشان داد و به دليل كهنسالى و شجاعت تورانشاه از قتل او درگذشت . همان بلايى كه بر سر بغداد آمد بر سر حلب نيز آمد .
شهر ويران شد و غارت گرديد . شهر حارِمْ نيز به سرنوشت حلب دچار شد .
به پاداش كمكهايى كه دو امارت ارمنستان و انطاكيه به سپاه مغول كرده بودند ، هولاكو به همپيمانان ارمنى و انطاكيهاى خود اجازه داد تا برخى نواحى و شهرهاى ديگر را ضميمه قلمرو خود كنند .
الناصر يوسف كه توان ايستادگى در برابر مغولان را در خود نديد ، تصميم گرفت از شهر دست بكشد و به مصر برود . در اول مارس 1260 فرمانده مغول كيدبوقا در رأس سپاهى به همراه پادشاه ارمنستان و پادشاه انطاكيه وارد دمشق گرديد . ساكنان پايتخت ( امويها ) براى نخستين بار ( طى شش سده ) شاهد بودند كه سه امير مسيحى سوار بر اسب با ملازمانشان خيابانهاى شهر را درمىنوردند . اما دژ دمشق پس از چند هفته ايستادگى در مقابل جنگجويان ، سرانجام در 6 آوريل 1260 م سر تسليم فرود آورد .
با سقوط سه شهر بزرگ بغداد ، حلب و دمشق به نظر آمد كه كار اسلام در سرزمينهاى اسلامى به پايان رسيده است . مسلمانان براى نخستين بار پس از ظهور اسلام در شام شكست خوردند ؛ و در آتش انتقام مىسوختند . كيدبوقا در طول فصل بهار سال 1260 م دستههايى از سپاهش را فرستاد و نابلس و غزه را به اشغال درآورد ، اما به خود بيتالمقدس نرسيد . اين در حالى بود كه نيروهاى مغول از درگيرى با امارتهاى فرنگى صليبى خوددارى مىورزيدند .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٦٢