شهر سرازير گشتند . خليفه بيرون آمد و همراه فرماندهان بزرگ سپاه و كارمندان دولت خود را تسليم هولاكو گردانيد . سپس به مردم بغداد فرمان داده شد كه سلاحهايشان را زمين بگذارند و كشتار وحشتناك آنان آغاز گرديد . در مدت چهل روز حدود هشتاد هزار تن از ساكنان شهر هلاك گشتند . تنها چند نفرى كه از ترس درون كانالهاى آب پنهان شده بودند زنده ماندند . علاوه بر آن شمارى پسر و دختر جوان نيز زنده ماندند كه به اسارت رفتند . همچنين مسيحيانى كه به كنيسهها پناه بردند نيز طبق فرمان طقزخاتون از سوى هيچ كس مورد تعرض قرار نگرفتند . « 1 » پخش اخبار نابودى بغداد در سراسر آسيا تأثيرى عميق نهاد . مسيحيان آسيا شادمان شدند و سرمست از پيروزى از سقوط دوم بابل سخن به ميان آوردند . به هولاكو و طقزخاتون آفرين گفتند و آن دو را كنستانتين و هلينا خواندند . به ويژه آنكه هولاكو پاتريك نسطورى - ماكيتا - را اموال اوقافى فراوانى بخشيد و يكى از قصرهاى خليفه را به عنوان پايگاه و كنيسه به وى اختصاص داد . سپس هولاكو آهنگ مِيّافارقين كرد كه سلطان ايوبى كامل محمد بر آن حكم مىراند . وى از تسليم در مقابل هولاكو سر باز زد و كشيش يعقوبى را كه هولاكو براى قانع ساختن وى به تسليم فرستاده بود كشت . هولاكو در آغاز سال 1260 م با كمك همپيمانان ارمنى و كَرْجى خود بر
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٦١
هامش
( 1 ) . هولاكو مدت پنج روز خليفه مستعصم را نگه داشت و سپس در روز 15 شباط ( فوريه ) سال 1258 م وارد شهر و قصر خليفه گرديد . پس از آنكه خليفه جاهايى را كه خزانهء دولت و گنجهايش را پنهان كرده بود نشان داد فرمان قتل وى را صادر كرد . در همين اثنا كشتار در شهر ادامه داشت و مردم چه آنهاكه تسليم شدند و چه آنها كه نشدند به قتل رسيدند . زنان و كودكان با مردانشان كشته شدند . يكى از مغولان در يكى از خيابانهاى فرعى چهل نوزاد را پيدا كرد و همه را كشت . اما كرچيها كه پيش از همه به باروهاى شهر حمله كردند در نابودى ، كشتار و ويرانى به سختگيرى و سنگدلى شهرت داشتند . خانهها و بازارها در معرض غارت و آتشسوزى قرار گرفت . كتابهاى فراوان كتابخانههاى بغداد را به دجله ريختند ، به طورى كه رنگ آب سياه شد . در پايان ماه آذار ( مارس ) سال 1258 م جنازهها بوى گند گرفت و كسى نبود كه آنان را دفن كند . هولاكو از بيم ابتلاى سپاه خود به بيماريهاى واگيردار فرمان داد شهر را ترك كنند . بسيارى از مغولان از ترك شهر ناراحت بودند ، چرا كه اعتقاد داشتند هنوز هم گنجهايى كه بتوان پيدا كرد در شهر وجود دارد . هولاكو بخش بزرگى از غنايمى را كه خلفاى عباسى ظرف پنج سده اندوخته بودند براى برادرش منكو فرستاد . سپس به همدان رفت و در جايى به نام « شها » بر ساحل درياچهء اروميه دژى استوار بنا كرد و همهء طلا و جواهر و گنجينههاى باارزشى را كه به دست آورده بود در آن به وديعت نهاد . بغداد هيچگاه به حال پيشين خود باز نگشت به طورى كه در چهل سال بعد وسعتش به يك دهم وسعت پيشين هم نرسيد .