كمك بغداد برنخاست . در همين اثنا يگانى از قبيلهء طلايى و سپاهى به فرماندهى بايجو كه ده سال گذشته را سرگرم پاسدارى از نواحى اطراف آناطولى بودند ، سررسيدند . علاوه بر آن يگانى از دلاوران كِرْچى به كمك آمدند كه از حمله به پايتخت اسلام بسيار مشعوف بودند . « 1 » درگيرى بيش از يك ماه پيرامون بغداد ادامه يافت . در پايان سال 1257 م سپاه مغولى از پايگاهش در همدان به جنبش درآمد . بايجو سپاه خويش را نزديك موصل از رود دجله عبور داد و در ساحل غربى رودخانه حركت كرد . اما كيدبوقا و جناح چپ سپاه مستقما وارد دشت عراق واقع در شرق پايتخت گرديد ، در حالى كه هولاكو قلب سپاه را از طريق كرمانشاه به حركت درآورد . هنوز سپاه اصلى خليفه به فرماندهى آيبك آمادهء مقابله با هولاكو نشده بود كه خبر يافت سپاه بايجو كه از سوى شمال غربى مىآمد نزديك است . در نتيجه آيبك بار ديگر از رودخانهء دجله گذر كرد . در 11 ژانويه سال 1258 م ، مغولان ناگهان نزديك انبار حدود 30 ميلى بغداد رسيدند . بايجو تظاهر به عقبنشينى كرد و با اين كار خود اعراب را به منطقهاى باتلاقى كشانيد و مهندسان را اعزام كرد تا سدهاى روى رودخانهء فرات را ويران كنند . او روز بعد جنگ را از سر گرفت و ارتش آيبك به مزارع زير آب رفته عقب نشست . به دنبال آن كشتار وحشتناكى به راه افتاد و سپاه بغداد نابود گشت ، به طورى كه جز دستههايى پراكنده در گوشه و كنار چيزى از آن باقى نماند . در 18 ژانويه سال 1258 م هولاكو مقابل ديوارهاى شرقى پايتخت مسلمانان ظاهر شد . و در 22 همان ماه شهر را از همه سو مورد حمله قرار داد . در پايان ماه ، مستعصم اميد به دفاع از پايتخت را از دست داد و وزير خويش ( ابن العلقمى ) را كه پيوسته خواهان صلح با مغولان بود براى انجام گفت و گو با هولاكو اعزام داشت . بطريق نسطورى كه خليفه اميد داشت نزد « طقزخاتون » وساطت كند نيز با وزير همراه گرديد . اما دو فرستاده بدون دستيابى به هيچ توافقى از نزد هولاكو بازگشتند . ديوار شرقى بغداد پس از آنكه هفتهء نخست ماه فوريه سال 1258 م در معرض سنگباران شديد واقع شد در معرض ويرانى قرار گرفت و در دهم همين ماه در حالى كه مغولان به داخل
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٦٠
هامش
( 1 ) . تاريخ الحروب الصليبيه ، رنسيمان ، 3 / 505 - 539 .