كوچيدن پيروان لويى فرصتى مناسب فراهم ساخت تا پادشاه براى شنيدن نصايحى كه به وى مىشد آمادهتر گردد . تجربهء حمله به مصر نيز او را متعادل ساخت و از خودسريهايش كاست .
علاوه بر آن نياز به اسلحه به او فهماند كه محتاج روابط ديپلماتيك با مسلمانان است . شمارى از دوستان وى متوجه شدند كه او قصد پيمودن راه متعصبان فرنگى را كه با مسلمانان تنها با زبان زور گفت و گو مىكردند ندارد . در اين مورد حق نيز با او بود ، چرا كه زمينه براى ديپلماسى آماده بود . انقلاب مماليك در مصر با مخالفت سوريهء اسلامى و وفادارى به ايوبيها روبهرو گرديد . با رسيدن خبر قتل تورانشاه به سوريه ، الناصر يوسف ، حاكم حلب ، از حمص آمد و در روز 9 ژوئيه 1250 م دمشق را اشغال كرد ؛ و به اعتبار اينكه نوهء صلاحالدين بود با استقبالى گرم روبهرو شد .
رقابت شديد ميان قاهره و دمشق از سرگرفته شد و طرفين در صدد جلب كمك فرنگيان برآمدند . از اين رو هنوز لويى به عكا نرسيده بود كه سفيرى از سوى الناصر يوسف نزد وى آمد ، اما لويى نمىخواست كه با آنان همراه شود و ترجيح داد كه به دليل اهميت استراتژيك دمشق با آن همپيمان گردد . ولى پيوسته نگران سرنوشت اسيران فرنگى بود كه در قاهره به سر مىبردند .
هيأتى كه از سوى ناصر يوسف نزد لويى به عكا اعزام شد ، اجازه داشت كه به ازاى همكارى صليبيها از بيتالمقدس دست بكشد . لويى نيز سفيرى به قاهره فرستاد و هشدار داد كه اگر هر چه سريعتر مشكل اسيران فرنگى حل نگردد با سلطان يوسف همپيمان خواهد شد . سفير وى « ژان والنسين » طى دو ديدار از قاهره دلاورانى را كه در 1244 م در غزه به اسارت درآمده بودند و سپس حدود سه هزار اسير جديد را آزاد كرد . در مقابل فرنگيان نيز سيصد اسير در اختيار خود را آزاد كردند .
آيبك درصدد برآمد هر چه زودتر با لويى رابطه دوستانه برقرار كند . از اين رو همراه گروه دوم اسران آزادشده هديهاى شامل يك فيل و يك گورخر براى او ارسال داشت . اما لويى گستاخ شد و خواستار آزادى همهء اسيران باقى مانده در دست مماليك گرديد ، بىآنكه حاضر به پرداخت مال ديگرى باشد . آيبك پس از آگاهى به آمدن فرستادهء لويى يعنى يُوِه بريتونى
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٤٩