4 . نبرد عقاب ( پس از الارْك )
از نتايج داخلى پيروزى يعقوب المنصور اين بود كه سلطهاش را بر اندلس افزايش داد . چون كار موحدين بالا گرفت حكومت نواحى اندلس را ميان خويشاوندان موسوم به مهتران و ولايات آنجا را ميان خودشان تقسيم كردند . يعقوب المنصور هنگام وفاتش به سال 590 ه / 1198 م دولت نيرومندى را براى جانشين خود محمدالناصر به ارث گذاشت ، اما وى از شايستگى لازم براى ادارهء حكومت در چنين دورهاى كه دشمنان از همه سو مسلمانان را در محاصره داشتند برخوردار نبود . بزرگترين خطاى محمدالناصر دست كم گرفتن مردان اندلس بود كه به جنگ با فرنگيان آشنايى داشتند . وى شمارى از آنان را به دار آويخت و مردم را نسبت به خود بدبين كرد .
آلفونسو سرگرم تجديد سازمان نيروهاى خويش بود و هر چه توانست نيرو و امكانات بسيج كرد و در سال 609 ه / 1212 م فرماندهى نيروها را عهدهدار گشت . الناصر از اين موضوع باخبر گرديد و آهنگ سرزمين اندلس كرد . ششصد هزار نيرو از اندلس و مغرب بر وى گرد آمد و او از تجمع اين همه نيرو مغرور شد . او نيروهايش را به آوردگاهى موسوم به عقاب هدايت كرد .
در نبرد سرنوشتسازى كه در اين مكان روى داد آلفونسو به پيروزى كامل رسيد و نيروهاى اسلامى تقريباً در آستانهء نابودى كامل قرار گرفتند . به طورى كه گفته شده از آن ششصد هزار جنگجو شمار بسيار اندكى حدود هزار نفر بيشتر باقى نماند . اين نبرد براى تاريخ اندلس و مغرب به يك اندازه سرنوشتساز بود . جنگجويان مغرب نابود شدند و حكومت موحدون رو به ضعف نهاد و زمينه براى زوال حكومت آنان و برپايى دولت بنىمرين آماده گرديد .
در اندلس ، دشمن جرأت يافت و براى دستيابى بر مناطقى هر چه بيشتر از مسلمانان نبردها را تكامل و توسعه بخشيد . مهتران در مناطق تحت فرمان خود اعلام استقلال كردند و چون حكومتهايشان تضعيف گشت ، بر ضد يكديگر و تسليم دژهاى مسلمانان به مسيحيان متوسل گشتند . پس از آنكه مهترانِ ( موحّدى ) از ايفاى نقش خود در دفاع از مسلمانان اندلس ناتوان ماندند ، مردانى از اندلس و نسل اعراب بازمانده از دوران اموى ضد آنها قيام كرده براى بيرون راندنشان همداستان شدند و طى شورشى يكپارچه همه را از اندلس بيرون راندند .
رهبرى اين عمليات را محمد بن يوسف بن هود جذامى ، ابن مردنيش ، انقلاب كننده در