تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
بسط يافت و با از ميان بردن رژيمهاى كوچك اندلس ، آنجا را يكپارچه ساختند ، به بهاى از ميان رفتن قدرتهاى محلى كار جهاد رو به سستى نهاد ، كه متأسفانه به پيروزى فرنگيان انجاميد . همين موضوع در نبرد الارك نيز روى داد . چرا كه موحدون پيروزى را وسيله تقويت موقعيت خود قرار دادند و مهتران را بر حكومت نواحى مختلف گماشتند كه همين امر موجب تضعيف خودشان گرديد . توان موحدون براى بسيج نيروى نظامى افزايش يافته بود و در نبرد عقاب ششصد هزار تن يا بيشتر را بسيج كردند ، اما اين نيروى عظيم از درون پاره پاره بود ( يكدل نبودند ) و همين امر موجب شد كه اين نيروى بزرگ در موازنهء قوا جايى نداشته باشد . از اين پس اهميت وجود رابطهء منطقى ميان اهداف سياسى و نظامى آشكار گرديد . پيش از آن رهبران مسلمان به ميدان نبرد با ديد درگيرى دو نيروى مسلح نگاه مىكردند و عامل سياسى را از نظر دور مىداشتند ، در حالى كه تعامل فرنگيها تنها در چارچوب اهداف سياسى بود . مقايسهء حوادث پس از نبرد الارك موضوع را روشن‌تر مىسازد . اميران مسلمان غافل از مقتضيات نبرد درازمدت به تنظيم سازمانهاى داخلى خودشان سرگرم شدند و به ايجاد جبههء متحد داخلى اهميتى ندادند . آنان براى نابودى و ويرانى پايگاه دشمن يعنى طليطله هيچ اقدامى نكردند در حالى كه فرنگيان به فرماندهى آلفونسو همهء تلاش خود را بر گرفتن انتقام و تقويت نيروى رزمى خويش متمركز ساختند . او فقط هجده سال بعد چندين برابر زيانهايى را كه مسلمانان در نبرد الارك به آنان وارد آورده بودند ، بر آنها تحميل كرد . شمار تلفات نيروهاى فرنگى در نبرد الارك به 146 هزار كشته رسيد در حالى كه مسلمانان در نبرد عقاب پانصد هزار نظامى كشته دادند . آلفونسو از اين فرصت بهره‌بردارى كرد و نواحى بسيارى را از مسلمانان گرفت و پيروزيهاى او به دنبال هم يكديگر را تقويت مىكردند . به روشنى ديده مىشود كه در اين فاصله چندين نبرد سرنوشت‌ساز در مرزهاى 13 جنوبى اندلس رخ داد . نبرد زلاقه و نبرد الارك در يك خط عرضى واحد ( در كنار رودخانهء آنه ) و نبرد عقاب در بخش جنوب اين رودخانه روى داد ؛ و اين موضوع نشانگر آن است