بالعكس . چيرگى دشمنان بر نواحى گوناگون والنسيا موجب تضعيف موضع اين شهر گرديد . تا آنكه پادشاه مسيحى بارسلونا آنجا را به تصرف درآورد . امير « زيان » از حاكم افريقيه « ابوزكريا بن ابىحفص » « 1 » درخواست كمك كرد و سلطان ناوگانى را پر از مال آذوقه به يارى آنان فرستاد ، اما مسلمانان در محاصره بودند و سرانجام حاكم بارسلونا در سال 637 / 1239 شهر را تصرف كرد . درگيرى بر سر والنسيا بيش از 140 سال ادامه يافت . كَتنده يا ( قتنده ) از مناطق مرزى بالادست تابع سرقسطه بود . دشمن در سال 514 / 1119 آنجا را تصرف كرد و حدود بيست هزار تن از داوطلبان مسلمان كشته شدند . فرنگيها به زور وارد شهر مِرْيه گرديدند ( سال 542 / 1147 ) ؛ و آن را دستخوش غارت و نابودى و انواع فجايع كردند . تنها شمار دوشيزگانى كه به اسارت رفتند 14 هزار تن بود . پس از آنكه مِرْيه به دست نصارا افتاد ، اين بار به پادشاه مسلمانان بازگشت و خداوند آنجا را به وسيلهء موحدين نجات بخشيد . اين شهر چندين سال در دست مسلمانان ماند . پس از چيره شدن اميرالمسلمين « عبدالمؤمن بن على » بر مِريه ، نخستين حاكم شهر يوسف بن مخلوف بود . اما ساكنان شهر شوريدند و او را كشتند و شخصى به نام رميمى را حاكم كردند . پس از آن نصارا شهر را به زور از وى گرفتند . پس از تصرف مريه به دست نصارا ، ابوحفص و ابوسعيد ، دو تن از فرزندان والامقام اميرالمؤمنين ، به آنجا رفتند و آنان را محاصره كردند . ابوعبدالله بن مردنيش ، پادشاه شرق اندلس ، نيز براى جنگ با آن دو لشكر كشيد و آن دو ناگزير بودند كه از داخل و خارج
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٣١
هامش
( 1 ) . امير زيان قصيدهاى را براى ابن ابى حفص فرستاد و ضمن در ميان گذاشتن اوضاع با وى از او كمك خواست . بخشى از آن قصيده بلند چنين است :ادرك بخيلك خيل الله اندلسا * ان السبيل الى منجاتها درسا
وهب لها من عزيز النصر ما التمست * فلم يزل منك عز النصر ملتسما
يا للجزيرة اضحى اهلها جرزاً * للحادث وامسى جدها تعسا
فى كل شارقة المام بائقة * يعود مأتمها عند العدا عرسا
تقاسم الروم لا نالت مقاسمهم * الا عقائها المحجوبة الأنسا
يا للمساجد عادت للعدا بيعا * وللنداء غدا اثناءها جرسا( نفح الطيب ، ج 4 ، ص 460 - 457 ) .