رسيد لشكرى متشكل از دوازده هزار سوار را به جنگ آنان فرستاد . چون اين نيروها به آلفونسو نزديك شدند ، او از طليطله گريخت . سال بعد سپاه بيست هزار نفرى عبدالمؤمن وارد اندلس گرديد و حاكم غرناطه ( ابن همشك ) و ديگران به فرمان موحدون درآمدند .
موحدون درصدد حمله به ابن مردنيش ( پادشاه شرق اندلس ) برآمدند . چون اين خبر به ابن مردنيش رسيد نزد حاكم فرنگى بارسلونا فرستاد و از او تقاضاى كمك كرد . او با ده هزار تن به يارى وى شتافت . فرمانده عبدالمؤمن ، حركت كرد تا به ابن مردنيش نزديك گرديد ، اما با دريافت خبر حركت نيروهاى فرنگى از بارسلونا ، به اشبيليه بازگشت .
پس از مرگ عبدالمؤمن مردم با پسرش يوسف بيعت كردند . پس از استقرار امور ، وى در سال 566 ه / 1170 م همراه صد هزار سوار از موحدون و اعراب وارد اندلس گرديد و در اشبيليه فرود آمد ( و در همين فاصله ابوعبدالله محمد بن سعد مشهور به ابن مردنيش درگذشت ) . بازماندگان وى نزد اميرالمؤمنين يوسف بن عبدالمؤمن آمدند و حاكميت او را پذيرفتند . او نيز با ايجاد پيوند خويشاوندى با آنان به نيكى رفتار كرد و آنها را منزلتى بلند داد .
به اين ترتيب شرق اندلس نيز ضميمه حكومت موحدون گرديد .
آنگاه يوسف درصدد باز پسگيرى سرزمينهايى كه فرنگيها بر آنها چيره شده بودند برآمد . مملكت او وسعت يافت و دستههاى جنگى او تا دروازههاى طليطله را مورد حمله قرار دادند . فرنگيها بر ضد او همدست شدند و او پس از بروز قحطى در سپاهش از اندلس به مراكش بازگشت . بار ديگر در سال 580 ه / 1184 م همراه سپاهى گران از دريا گذشت و غرب كشورش را هدف قرار داد . شهر شنترين را مدت يك ماه به محاصره درآورد ولى بيمار شد و مرد و جنازهاش را با تابوت به اشبيليه آوردند .
پس از مرگ يوسف ، پسر مشهورش اميرالمؤمنين يعقوب المنصور بن يوسف بن عبدالمؤمن زمام امور را به دست گرفت . او پرچم جهاد را برافراشت و فتوحات فراوانى كرد .
نخستين چيزى كه او پس از رسيدن به حكومت مدّ نظر قرار داد ، برقرارى نظم در اندلس بود .
وى اوضاع آن سرزمين را سامان بخشيد و جنگجويان را در پايگاههايشان مستقر ساخت و سپس به پايتخت خود ( مراكش ) بازگشت .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٢٨