او در سال 586 ه / 1190 م باخبر شد كه فرنگيها شهر شَلَب واقع در غرب اندلس را تصرف كردهاند . وى خود آهنگ آنجا كرد و شهر را به محاصره درآورد و آن را گرفت .
در همين هنگام سپاهى را از موحدون و اعراب گسيل داشت و چهار شهر را كه فرنگيان چهل سال پيش از مسلمانها گرفته بودند گشود . حاكم طليطله از وى بيمناك و خواستار صلح و آشتى با وى گرديد . او نيز پس از بستن پيمان صلحى پنج ساله به مراكش بازگشت . « 1 »
2 . جبههء مخالف مسلمانان در اندلس
ايالتهاى شمالى اندلس سياست استراتژيك ثابتى را در پيش گرفتند كه پس از آن به « سياست بازپسگيرى » موسوم گرديد . اين سياست بر چند اصل مبتنى بود كه مهمترينشان اينهاست : 1 . ايجاد اختلاف مستمر ميان مسلمانان اندلس « 2 » و بهرهبردارى از اختلافات براى ايجاد شكاف در جبههء داخلى مسلمانان و به جان هم انداختن آنها . 2 . گرفتن دژها ، روستاها و شهرها از دست مسلمانان با آرامى و به تدريج . 3 . ايجاد سرزمينهاى سوخته ، با انزواى منطقه و شهر هدف جنگ ، نابودى امكانات اقتصادى ، به آتش كشيدن مناطق ، بيچاره كردن مردم و از ميان بردن امنيت ، به طورى كه در فرصت مناسب بتوان با كمترين تلاش ممكن آنجا را به تصرف درآورد .
هامش
( 1 ) . ابوبكر بن عبدالله بن وزير شلبى ، از فرماندهان گردانهاى اشبيليه فرماندهى نيروها را در اين حملات بر عهده داشت . او كه شاعر بود ، پس از بازگشت پيروزمند از مأموريتش قصيدهاى سرود و در آن يعقوب المنصور را مخاطب قرار داد و وقايعى سختى را كه در دوران فرماندهى او با فرنگيان گذشته بود بازگو كرد :ولماتلا قينا جرى الطعن بيننا * فمنا ومنهم طائحون عديد
وجال غرار الهند فينا وفيهم * فمنا ومنهم قائم وحصيد
فلا صدر الا فيه صدر مثقف * وحول الوريد للحسام ورود
صبرنا ولا كهف سوى البيض والقنا * كلانا على حر الجلاد جليد
و لكن شددنا شدة فتبلدوا * و من يتبلد لايزال يحيد
فولوا وللسمر الطوال بها مهم * ركوع وللبيض الرقاق سجود
( 2 ) . مسلمانان اندلس از اعراب ، بربرها ، اندلسيها و مغربيها ( مرابطون و موحدون ) تشكيل مىگرديدند .